→ اقبال لاهوریاقبال لاهوری
اقبال لاهوری
ارمغان حجاز
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۲۴۱ - بهل ای دخترک این دلبری هابهل ای دخترک این دلبری ها←بخش ۲۴۲ - نگاه تست شمشیر خدا دادنگاه تست شمشیر خدا داد←بخش ۲۴۳ - ضمیر عصر حاضر بی نقاب استضمیر عصر حاضر بی نقاب است←بخش ۲۴۴ - جهان را محکمی از امهات استجهان را محکمی از امهات است←بخش ۲۴۵ - مرا داد این خرد پرور جنونیمرا داد این خرد پرور جنونی ←بخش ۲۴۶ - خنکن ملتی کز وارداتشخنکن ملتی کز وارداتش←بخش ۲۴۷ - اگر پندی ز درویشی پذیریاگر پندی ز درویشی پذیری ←بخش ۲۴۸ - ز شام ما برونور سحر راز شام ما برونور سحر را←بخش ۲۴۹ - چه عصر است این که دین فریادی اوستچه عصر است این که دین فریادی اوست←بخش ۲۵۰ - نگاهش نقشبند کافری هانگاهش نقشبند کافری ها←بخش ۲۵۱ - جوانان را بدموز است این عصرجوانان را بدموز است این عصر←بخش ۲۵۲ - مسلمان فقر و سلطانی بهم کردمسلمان فقر و سلطانی بهم کرد←بخش ۲۵۳ - چه گویم رقص تو چون است و چون نیستچه گویم رقص تو چون است و چون نیست←بخش ۲۵۴ - در صد فتنه را بر خود گشادیدر صد فتنه را بر خود گشادی←بخش ۲۵۵ - برهمن را نگویم هیچ کارهبرهمن را نگویم هیچ کاره←بخش ۲۵۶ - نگه دارد برهمن کار خود رانگه دارد برهمن کار خود را←بخش ۲۵۷ - برهمن گفت برخیز از در غیربرهمن گفت برخیز از در غیر←بخش ۲۵۸ - تب و تابی که باشد جاودانهتب و تابی که باشد جاودانه←بخش ۲۵۹ - ز علم چاره سازی بی گدازیز علم چاره سازی بی گدازی←بخش ۲۶۰ - بهن مؤمن خدا کاری نداردبهن مؤمن خدا کاری ندارد←بخش ۲۶۱ - ز من گیر این که مردی کور چشمیز من گیر این که مردی کور چشمی←بخش ۲۶۲ - ازن فکر فلک پیما چه حاصل؟ازن فکر فلک پیما چه حاصل؟←بخش ۲۶۳ - ادب پیرایه نادان و داناستادب پیرایه نادان و داناست←بخش ۲۶۴ - ترا نومیدی از طفلان روا نیستترا نومیدی از طفلان روا نیست←بخش ۲۶۵ - به پور خویش دین و دانشموزبه پور خویش دین و دانشموز←بخش ۲۶۶ - نوا از سینه مرغ چمن بردنوا از سینه مرغ چمن برد←بخش ۲۶۷ - خدایا وقتن درویش خوش بادخدایا وقتن درویش خوش باد←بخش ۲۶۸ - کسی کو «لا اله» را در گره بستکسی کو «لا اله» را در گره بست←بخش ۲۶۹ - چو می بینی که رهزن کاروان کشتچو می بینی که رهزن کاروان کشت←بخش ۲۷۰ - جوانی خوش گلی رنگین کلاهیجوانی خوش گلی رنگین کلاهی←بخش ۲۷۱ - شتر را بچه او گفت در دشتشتر را بچه او گفت در دشت←بخش ۲۷۲ - پریدن از سر بامی به بامیپریدن از سر بامی به بامی←بخش ۲۷۳ - نگر خود را بچشم محرمانهنگر خود را بچشم محرمانه←بخش ۲۷۴ - نهنگی بچه خود را چه خوش گفتنهنگی بچه خود را چه خوش گفت←بخش ۲۷۵ - تو در دریا نئی او در بر تستتو در دریا نئی او در بر تست←بخش ۲۷۶ - نه از ساقی نه از پیمانه گفتمنه از ساقی نه از پیمانه گفتم←بخش ۲۷۷ - بخود باز او دامان دلی گیربخود باز او دامان دلی گیر←بخش ۲۷۸ - حرم جز قبله قلب و نظر نیستحرم جز قبله قلب و نظر نیست←بخش ۲۷۹ - حضور عالم انسانیدمیت احترام دمی←بخش ۲۸۰ - بیا ساقی بیارن کهنه می رابیا ساقی بیارن کهنه می را←