→ مواعظسعدی
سعدی
قطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱ - در مدح صاحب دیوانسفینهٔ حکمیات و نظم و نثر لطیف←شمارهٔ ۱۲۲نه آدمیست که در خرمی و مجموعی←شمارهٔ ۱۲۳روز گم گشتن فرزند مقادیر قضا←شمارهٔ ۱۲۴صانع نقشبند بی مانند←شمارهٔ ۱۲۵یکی نصیحت درویشوار خواهم کرد←شمارهٔ ۱۲۶ای غرّه به رحمت خداوند←شمارهٔ ۱۲۷بندگان را ز حد به در منواز←شمارهٔ ۱۲۸بود در خاطرم که یک چندی←شمارهٔ ۱۲۹برای ختم سخن دست بر دعا داریم←شمارهٔ ۱۳۰به قفل و پرهٔ زرین همی توان بستن←شمارهٔ ۱۳۱بردند پیمبران و پاکان←شمارهٔ ۱۳۲حدیث وقف به جایی رسید در شیراز←شمارهٔ ۱۳۳چو رنج بَرنَتَوانی گرفتن از رنجور←شمارهٔ ۱۳۴خداوند کشور خطا میکند←شمارهٔ ۱۳۵عنکبوت ضعیف نتواند←شمارهٔ ۱۳۶فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل←شمارهٔ ۱۳۷نگین ختم رسالت پیمبر عربی←شمارهٔ ۱۳۸هاونا گفتم از چه مینالی←شمارهٔ ۱۳۹هر که خیری کرد و موقوفی گذاشت←شمارهٔ ۱۴۰هر که مشهور شد به بیادبی←شمارهٔ ۱۴۱گر بشنوی نصیحت مردان به گوش دل←شمارهٔ ۱۴۲دل منه بر جهان که دور بقا←شمارهٔ ۱۴۳جزای نیک و بد خلق با خدای انداز←شمارهٔ ۱۴۴گروهی از سر بیمغز بیخبر گویند←شمارهٔ ۱۴۵هر چه میکرد با ضعیفان دزد←شمارهٔ ۱۴۶پدر که جان عزیزش به لب رسید چه گفت؟←شمارهٔ ۱۴۷ملکداری با دیانت باید و فرهنگ و هوش←شمارهٔ ۱۴۸پادشاهان پاسبانانند مر درویش را←شمارهٔ ۱۴۹پروردگار خلق خدایی به کس نداد←شمارهٔ ۱۵۰دل مبند ای حکیم بر دنیا←شمارهٔ ۱۵۱حسن عنوان چنانکه معلومست←شمارهٔ ۱۵۲شجر مقل در بیابانها←شمارهٔ ۱۵۳ای که دانش به مردم آموزی←شمارهٔ ۱۵۴دوش مرغی به صبح مینالید←شمارهٔ ۱۵۵مشمر برد ملک آن پادشاه←شمارهٔ ۱۵۶مگسی گفت عنکبوتی را←شمارهٔ ۱۵۷پیدا شود که مرد کدامست و زن کدام←شمارهٔ ۱۵۸دشمنت خود مَباد و گَر باشد←شمارهٔ ۱۵۹چنانکه مشرق و مغرب به هم نپیوندند←شمارهٔ ۱۶۰خواجه تشریفم فرستادی و مال←