→ ملکالشعرا بهارملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار
قطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱ - در هجو پنیر و زیتونحاجی قیطونی از زیتون بی معنای تو←شمارهٔ ۱۲۲ - قطعهٔ دیگر به همان مناسبت (خطاب به استاد جلال همایی)همای فضیلت همایی که او را←شمارهٔ ۱۲۳ - قطعه (خطاب به استاد جلال همایی)به گلگشت جنان گل میفرستم←شمارهٔ ۱۲۴ - گله از قوامالسلطنهمن با تو حق صحبت دیرینه داشتم←شمارهٔ ۱۲۵ - وزیر بی پولبه صاحبقرانیه جزء وزیران←شمارهٔ ۱۲۶ - نسبنامه بهارمنت خدای را که من از نسل برمکم←شمارهٔ ۱۲۷ - زرین جوشنماین شنیدم بینشا در بزم رندان گفتهای←شمارهٔ ۱۲۸ز خوبرویان بر من همی گذشت ستم←شمارهٔ ۱۲۹ - ترجمه یکی از قطعات ژان ژاک روسوچون سرابند سفلگان از دور←شمارهٔ ۱۳۰ - آش کشکچندکار سخت و مشکل را برایت بشمرم←شمارهٔ ۱۳۱ - در پیشگاه آستان قدس رضویتبارک الله از این فرخ آستان که بود←شمارهٔ ۱۳۲ - بهشت بیاحباب - در سویس هنگام معالجه گفته استدیدهای کس درون خلد مقیم←شمارهٔ ۱۳۳سودهٔ سیم همی پاشد بر دشت، نسیم←شمارهٔ ۱۳۴ - عز من قنعگفتند فروتن شو تا زر به کف آری←شمارهٔ ۱۳۵ - تسلیت به سردار معزز حکمران بجنورد هنگامی که مادر او و مهرالسلطنه همسرش در یک زمان بدرود حیات گفتندمگِری سردار، زان که گریه و زاری←شمارهٔ ۱۳۶ - گیو تاجرگیو تاجر نموده این اوقات←شمارهٔ ۱۳۷ - قطعهٔ الحاقی در پاسخ فانی سمنانیفانی، کز زادن چنو سخن آرای←شمارهٔ ۱۳۸ - در سوگ پدردربغ و دردکه ازکید چرخ و فتنه دهر←شمارهٔ ۱۳۹ - نالهٔ ملتهست صوتی بس مهیب و خوفناک←شمارهٔ ۱۴۰ - سیاستچون پیشهای شدست سیاست بهملک ری←شمارهٔ ۱۴۱ - تاریخ موزهدر عهد شهنشاه جوانبخت رضا شاه←شمارهٔ ۱۴۲ - ابر و شفقکربم و باذل ابری برآمد از بر کوه←شمارهٔ ۱۴۳ - در تحمل نکردن زوردو رویه زیر نیش مار خفتن←شمارهٔ ۱۴۴ - وعدهٔ مادرشنیدهام پسری را جنایتی افتاد←شمارهٔ ۱۴۵ - دین و وطنزمانه کرد چو در بر شعار دین و وطن←شمارهٔ ۱۴۶ - دو نامهٔ منظوم (خطاب به حاجی حسین آقا ملک که از بهار کتابی خریده بود و ادای قیمت آن به درازا کشیده بود)سر حلقهٔ صاحبدلان حسین←شمارهٔ ۱۴۷ - قطعهٔ دوم (خطاب به حاجی حسین آقا ملک که از بهار کتابی خریده بود و ادای قیمت آن به درازا کشیده بود)سر دفتر آزادگان حسین←شمارهٔ ۱۴۸ - و نیز در هجو بها نامیزین بیش بها مجوی آزردن من←شمارهٔ ۱۴۹ - مونس پدرای دختر خوب نازنین من←شمارهٔ ۱۵۰ - شکایت از بچههافکر مرا سخت مشون کند←شمارهٔ ۱۵۱ - دریغ و آه امیندریغ و درد که در عین نیکخواهی و مهر←شمارهٔ ۱۵۲ - تاریخ تونل راه لرستانبه عهد پهلوی شاه جوانبخت←شمارهٔ ۱۵۳ - در مرثیه و تاریخ فوت ملکالشعرا صبوریگفتم به دل چرا طربت شد بدل به غم←شمارهٔ ۱۵۴ - نی و بلوطبا نی گفتا بلوط شرمت باد←شمارهٔ ۱۵۵ - در سفر استعلاجی سوییس گفته استتا هست همی خوریم باده←شمارهٔ ۱۵۶ - در عزل ناصرالدین میرزا و نصب کامران میرزا به ایالت خراساناز چاه عموی شه اگر جست خراسان←شمارهٔ ۱۵۷ - خطاب به محمدعلی شاه که قشون روس را به داخلهٔ کشور دعوت کرده بودپادشاها نصیحتم شنو←شمارهٔ ۱۵۸ - بهار در خراساندلم از مردم ری سخت ملول است که نیست←شمارهٔ ۱۵۹ - در تهدید و تقاضاای فلکرتبه شریفالسلطان←شمارهٔ ۱۶۰ - در وحدت وجودچندین هزار آینه بینی پر از نقوش←