شعر را زندگی کن
→ ملک‌الشعرا بهارملک‌الشعرا بهار
ملک‌الشعرا بهار

قطعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۶۱ - حرکت جوهریگفت صوفی تن بود زندان جان←شمارهٔ ۱۶۲ - انسان سازیمرا درست به یاد اندرست عهد صبی←شمارهٔ ۱۶۳ - قطعهٔ کابوسیهعدل کن عدل که گفتند حکیمان جهان←شمارهٔ ۱۶۴ - جواب روزنامه انگلیسی شرق نزدیکگویند مرکز وطن ما بود خراب←شمارهٔ ۱۶۵ - آسمان پیماویحک ای مرغ آسمان‌ پیمای←شمارهٔ ۱۶۶ - جواب به افسرافسرا قطعهٔ تو را خواندم←شمارهٔ ۱۶۷ - شوخی در پارلماندوش گفتم به دست غیب وکیل←شمارهٔ ۱۶۸ - تازی - ترک - کسرویای تازی‌ ترک معنوی از چه شدی←شمارهٔ ۱۶۹ - ترجمهٔ قطعه ا‌ی از محمد جریر طبریگر هیچ دلم راز به یاران بگشودی←شمارهٔ ۱۷۰ - آرزوی محالگر به آزادی زبان بودی←شمارهٔ ۱۷۱ - کار خرد و بزرگسینهٔ خویش کن فراخ و سترگ←شمارهٔ ۱۷۲ - به یکی از رقبای سیاسیآقای جلیل بی‌جلالی و فری←شمارهٔ ۱۷۳ - سنجر و امیر معزیشنیده‌ای تو که سنجر به عمد یا به خطا←شمارهٔ ۱۷۴ - تاریخ لغو امتیاز دارسیمانده بود از امتیاز دارسی←شمارهٔ ۱۷۵ - تاریخ دبیرستان فردوسی مشهدبنام ایزد که نو شد در جهان عنوان فردوسی←شمارهٔ ۱۷۶خون سیاوش ریز در کف موسی←شمارهٔ ۱۷۷ - در سپاسگزاریابوسعید که اوراست اختر مسعود←شمارهٔ ۱۷۸ - در تقاضای دو اسب به عاریهای خواجه آزاده که مفتون توکشتند←شمارهٔ ۱۷۹ - در هجو کسی که بهار را حبس کردمن و تو هر دو ای ...←شمارهٔ ۱۸۰ - شیر باش نه کژدمتندی مکن که رشتهٔ چل ساله دوستی←شمارهٔ ۱۸۱ - در وصف محبسسهمگین‌ سمجی چو تاری مسکنی←شمارهٔ ۱۸۲ - تربیه طبیعیغرٌنده و سهمناک و توفنده←شمارهٔ ۱۸۳ - جوابی به قطعه محمود فرخبهار قطعهٔ فرخ شنید و خرم گشت←شمارهٔ ۱۸۴دوش آمد پی عیادت من←شمارهٔ ۱۸۵ - بهار شیروانیبه شهر شروان بُد شاعری بهار بنام←شمارهٔ ۱۸۶ - در جستجوی جوانیسحرگه به راهی یکی پیر دیدم←شمارهٔ ۱۸۷ - بدبینینگر جز خوب صد درصد نبینی←شمارهٔ ۱۸۸ - لغزآن خوبروی دلبر همچون سبیک زر←شمارهٔ ۱۸۹ - زینت مردزینت مرد به عقل است و هنر←شمارهٔ ۱۹۰ - نیکنامیچون برکه‌های دشت عرب دان تو حال خلق←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth