→ دیوان اشعارصائب
صائب
متفرقات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۶۴۱دستی که ریزشی نکند زیر خشت به←شمارهٔ ۶۴۲از عرق رخسار گلگون را گلستان کردهای←شمارهٔ ۶۴۳پا چو مجنون جمع اگر در دامن صحرا کنی←شمارهٔ ۶۴۴با خموشی هستی از نیکان عالم بی سخن←شمارهٔ ۶۴۵ازان رخسار حیرت آفرین تا پرده واکردی←شمارهٔ ۶۴۶ندارد حسن خط چون من غلام حلقه در گوشی←شمارهٔ ۶۴۷دل هر کس که از خورشید ایمان گشت نورانی←شمارهٔ ۶۴۸عرق آلود ز می طرف جبین ساخته ای←شمارهٔ ۶۴۹بی سبب بر سرم ای عربده ساز آمده ای←شمارهٔ ۶۵۰از کجی ناخنه دیده انور گردی←شمارهٔ ۶۵۱از سخن چند چو سی پاره پریشان گردی؟←شمارهٔ ۶۵۲کند چه نشو و نما دانه زمین گیری←شمارهٔ ۶۵۳زهی نگاه تو با فتنه گرم همدوشی←شمارهٔ ۶۵۴ز چهره تو چو خوشید نور می بارد←شمارهٔ ۶۵۵غافل ز سیر عالم انوار مانده ای←شمارهٔ ۶۵۶در گریه چشم افشک فشان را ندیده ای←شمارهٔ ۶۵۷آسوده ای که لطف نمایان ندیده ای←شمارهٔ ۶۵۸زهاد را به حلقه رندان چه می بری؟←شمارهٔ ۶۵۹ای فتنه از سپاه تو تیری ز ترکشی←شمارهٔ ۶۶۰صبر مرا حواله به سیماب می کنی←شمارهٔ ۶۶۱محبت چون کند زورآزمایی←شمارهٔ ۶۶۲مرا چون نیست طالع ز آشنایی←شمارهٔ ۶۶۳باز رنگت شکسته است امروز←شمارهٔ ۶۶۴تا چو سرزلف صد شکست نیابی←شمارهٔ ۶۶۵نهشت شرم رخ از گوشه نقاب نمایی←شمارهٔ ۶۶۶بهار می گذرد، سیر گلستانی کن←شمارهٔ ۶۶۷به هرزه ناله و فریاد ای سپند مکن←شمارهٔ ۶۶۸یکی هزار شد از عشق ناتمامی من←شمارهٔ ۶۶۹ختم است بر خرام تو راه نظر زدن←شمارهٔ ۶۷۰اول علاج ما به نگاه کشند کن←شمارهٔ ۶۷۱خود را به عشق کم ز خودی متهم مکن←شمارهٔ ۶۷۲تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من←شمارهٔ ۶۷۳هر نغمه طرازی نرباید دل مستان←شمارهٔ ۶۷۴ز لباس تن برون آ به گه نیاز کردن←شمارهٔ ۶۷۵دل ز مهر بوالهوس آزاد کن←شمارهٔ ۶۷۶برد تا رنگ حیا را باده از رخسار او←شمارهٔ ۶۷۷نیست هر آیینه را تاب رخ گلرنگ او←شمارهٔ ۶۷۸عمر را سازد دو بالا، دیدن بالای او←شمارهٔ ۶۷۹می به جامم می کند چشم خمارآلود تو←شمارهٔ ۶۸۰ای قیامت نخل بند قامت رعنای تو←