شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفرخی سیستانی
فرخی سیستانی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱ - این قصیده مصنوعه را در مدح سلطان محمود گفته استپار آن اثر مشک نبوده‌ست پدیدار←شمارهٔ ۴۲ - در ذکر وفات سلطان محمود و رثاء آن پادشاه گویدشهر غزنی نه همانست که من دیدم پار←شمارهٔ ۴۳ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمودبن ناصر الدین سبکتگین گویدعشق خوشست ار مساعدت بود از یار←شمارهٔ ۴۴ - در مدح امیر محمد بن محمود بن ناصر الدین گویدای زینهارخوار بدین روزگار←شمارهٔ ۴۵ - در عذر لاغری معشوق و توصیف لاغری و مدح امیر محمد بن محمود گویددل من لاغر کی دارد شاهد کردار←شمارهٔ ۴۶ - در مدح امیر ابو احمد محمدبن محمود غزنویدی ز لشکرگه آمد آن دلبر←شمارهٔ ۴۷ - در مدح میر ابواحمد محمدبن محمود بن ناصر الدین و وصف شکارگاهچهار چیز گزین بود خسروان را کار←شمارهٔ ۴۸ - در تهنیت عید فطر و مدح امیر محمد بن محمود گویدرمضان رفت و رهی دور گرفت اندر بر←شمارهٔ ۴۹ - تجدید مطلعای دریغا دل من کان صنم سیمین بر←شمارهٔ ۵۰ - در وصف بهار و مدح ابواحمد محمدبن محمود بن سبکتگینمرحبا ای بلخ بامی همره باد بهار←شمارهٔ ۵۱ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود غزنوی گویدشبی گذاشته ام دوش خوش به روی نگار←شمارهٔ ۵۲ - در مدح امیر ابواحمد محمدبن محمود غزنوی گویدای دل تو چه گویی که زمن یاد کند یار←شمارهٔ ۵۳ - در مدح امیر محمد بن محمود بن ناصر الدین سبکتگین گویدمرا چه وقت خزان و چه روزگار بهار←شمارهٔ ۵۴ - در صفت شکار جرگه میر ابواحمد محمدبن محمود گویدبا من امروز که بوده ست بدین دشت اندر←شمارهٔ ۵۵ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود گویدنبود عاشقی امسال مر مرا در خور←شمارهٔ ۵۶ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود بن ناصر الدین سبکتگین گویدای از در دیدار پدید آی و پدید آر←شمارهٔ ۵۷ - در مدح امیر محمد فرزند سلطان محمود غزنوی گویدای سرا پای سرشته ز می و شیر وشکر←شمارهٔ ۵۸ - در مدح امیرابواحمد محمد بن محمود غزنوی گویدای دل نا شکیب مژده بیار←شمارهٔ ۵۹ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصرالدین سپاهسالاردوش متواریک بوقت سحر←شمارهٔ ۶۰ - نیز در مدح امیر یوسف سپهسالار گویدسروی گر سرو ماه دارد بر سر←شمارهٔ ۶۱ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف و تهنیت ولادت پسری از ویمرا بپرسید از رنج راه و شغل سفر←شمارهٔ ۶۲ - در مدح عضدالدوله امیر یوسف سپهسالار برادر سلطان محمودخیز تا هر دو بنظاره شویم ای دلبر←شمارهٔ ۶۳ - در مدح عضدالدوله امیر یوسف سپهسالار گویدهر که را مهتریست اندر سر←شمارهٔ ۶۴ - درمدح عضدالدوله امیریوسف سپاهسالار برادر سلطان محموداین هوای خوش و این دشت دلارام نگر←شمارهٔ ۶۵ - نیز در مدح عضدالدوله امیر یوسف سپاهسالار برادر سلطان محمود گویدهمی نسیم گل آرد به باغ بوی بهار←شمارهٔ ۶۶ - در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین گویدکاشکی کردمی از عشق حذر←شمارهٔ ۶۷ - در مدح امیر یوسف سپاهسالارای پسر! جنگ بنِه، بوسه بیار←شمارهٔ ۶۸ - در مدح سلطان مسعود ولیعهد سلطان محمود گویدترک مه روی من از خواب گران دارد سر←شمارهٔ ۶۹ - نیز درمدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گویدمرا با عاشقی خوش بود هموار←شمارهٔ ۷۰ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی گویدبدین خرمی جهان، بدین تازگی بهار←شمارهٔ ۷۱ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گویدز بس پیچ و چین تاب و خم زلف دلبر←شمارهٔ ۷۲ - نیز در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گویدماه دو هفته من برد مه روزه به سر←شمارهٔ ۷۳ - در ستایش سلطان مسعود غزنوی گویدبدین خرمی و خوشی روزگار←شمارهٔ ۷۴ - در مدح شمس الکفاة خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندییکروز مانده باز زماه بزرگوار←شمارهٔ ۷۵ - نیز در مدح شمس الکفاة ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی وزیر گویدتاخم می را بگشاد مه دوشین سر←شمارهٔ ۷۶ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی و وزارت یافتن او بعد از عزل ٦ سالهای ترک همی باز شود دل بسرکار←شمارهٔ ۷۷ - درمدح وزیر زاده جلیل ابوالفتح عبدالرزاق بن احمد بن حسن میمندی گویدبرفت یار من و من نژند و شیفته وار←شمارهٔ ۷۸ - در تهنیت عید فطر و مدح خواجه جلیل عبدالرزاق بن احمد بن حسن میمندی گویدحدیث نوشدن مه شنیده ای به خبر←شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیر ایاز اویماق منظور و محبوب سلطان محمود گویدغمِ نادیدنِ آن ماه‌دیدار←شمارهٔ ۸۰ - در مدح خواجه عمیدابوالحسن منصور گویدشمار روزه همی برگرفت روزشمار←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth