شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفرخی سیستانی
فرخی سیستانی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ - در مدح خواجه سید منصور بن حسن میمندیای دل ز تو بیزارم واز خصم نه بیزار←شمارهٔ ۸۲ - در وصفت بهار و مدح وزیر زاده ابوالحسن حجاج علی بن فضل بن احمد گویدامسال تازه روی تر آمد همی بهار←شمارهٔ ۸۳ - در مدح عارض سپاه محمودی ابوبکر عمید الملک قهستانیپشت من بشکست همچون پر شکن زلفین یار←شمارهٔ ۸۴ - در مدح خواجه ابوبکر عبدالله بن یوسف حصیری ندیم سلطان محمودای بالب پر خنده و با شیرین گفتار←شمارهٔ ۸۵ - در مدح ابوبکر عبدالله بن یوسف حصیری ندیم سلطان محمودماه فروردین از گنج گهر یافت مگر←شمارهٔ ۸۶ - در مدح ابوبکر عبدالله بن یوسف حصیری سیستانی ندیم سلطان محمود گویدبردم این ماه به تسبیح و تراویح به سر←شمارهٔ ۸۷ - در صفت داغگاه امیر ابو المظفر فخر الدوله احمدبن محمد والی چغانیانچون پرند نیلگون بر روی پوشد مرغزار←شمارهٔ ۸۸ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری عبدالله بن یوسف سیستانی ندیم گویدچند روزست که از دوست مرا نیست خبر←شمارهٔ ۸۹ - در مدح خواجه ابوالمظفر گویددلم در جنبش آمد بار دیگر←شمارهٔ ۹۰ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر، عبدالله بن احمد بن لکشن گویددوش ناگاه بهنگام سحر←شمارهٔ ۹۱ - نیز در مدح خواجه ابوسهل دبیر، عبدلله بن احمد بن لکشنبوستان سبز شد و مرغ در آمد به صفیر←شمارهٔ ۹۲ - در مدح خواجه عمید سید ابواحمد تمیمی گویدآن کیست کاندر آمد بازی کنان ازین در←شمارهٔ ۹۳ - در مدح خواجه عمید اسعد کدخدای امیر ابوالمظفر والی چغانیانبر گرفت از روی دریا ابر فروردین سفر←شمارهٔ ۹۴ - در وزارت یافتن وخلعت پوشیدن خواجه ابو علی حسنک وزیر گویدنیک اختیار کرد خداوند ما وزیر←شمارهٔ ۹۵ - نیز در مدح خواجه ابو علی حسنک وزیر گویدای ترک دلفریب دل من نگاهدار←شمارهٔ ۹۶ - نیز در مدح سیدالکفاة خواجه ابوعلی حسنک وزیر گویدباری ندانمت که چه خو داری ای پسر←شمارهٔ ۹۷ - نیز در مدح خواجه ابوعلی حسنک وزیر گویدمهرگان امسال شغل روزه دارد پیش در←شمارهٔ ۹۸ - در مدح ابوبکر عمید الملک قهستانی عارض لشکر گویدای غالیه کشیده ترا دست روزگار←شمارهٔ ۹۹ - در مدح خواجه حسین بن علی گویددلم همی نشود بر فراق یار صبور←شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر گویدکوس فرو کوفت ماه روزه بیکبار←شمارهٔ ۱۰۱ - در مدح عضد الدوله امیر یوسف برادر سلطان محمودیاد باد آن شب کان شمسه خوبان طراز←شمارهٔ ۱۰۲ - در مدح شمس الکفاة خواجه احمدبن حسن میمندیسرو ساقی وماه رود نواز←شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود غزنویآشتی کردم با دوست پس از جنگ دراز←شمارهٔ ۱۰۴ - در مدح سلطان محمود و ذکر مراجعت او از رزم و فتح قلعهٔ هزار اسببرکش ای تُرک و به یک سو فکن این جامهٔ جنگ←شمارهٔ ۱۰۵ - در ذکر شکارگاه و شکار کردن سلطان محمود غزنوی گویدخدایگان جهان خسرو بزرگ اورنگ←شمارهٔ ۱۰۶ - در مدح سلطان محمدبن سلطان محمود گویدمرا سلامت روی تو باد ای سرهنگ←شمارهٔ ۱۰۷ - در مدح محمد بن محمود بن ناصر الدین گویدچه فسون ساختند و باز چه رنگ←شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین گویدهمی بنفشه دمد گرد روی آن سرهنگ←شمارهٔ ۱۰۹ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی گویدتا گرفتم صنما وصل تو فرخنده به فال←شمارهٔ ۱۱۰ - در مدح عضد الدوله امیر یوسف برادر سلطان محمودهمیشه گفتمی اندر جهان به حسن و جمال←شمارهٔ ۱۱۱ - در مدح عضدالدوله امیر یوسف بن ناصر الدین گویدعشق نو و یار نوو نوروز و سر سال←شمارهٔ ۱۱۲ - در مدح امیر فخر الدوله ابوالمظفر احمدبن محمد والی چغانیانتا خزان تاختن آورد سوی باد شمال←شمارهٔ ۱۱۳ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگینبگذرانیدی سپاه از رود هایی کز قیاس←شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح امیرابواحمد محمد بن سلطان محمودمجلس بساز ای بهار پدرام←شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح سلطان محمد بن محمود غزنویدوش تا اول سپیده بام←شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غازی غزنویعید عرب گشادبه فرخندگی علم←شمارهٔ ۱۱۷ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف سپاهسالار گویدگل بخندید و باغ شد پدرام←شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح امیر ابویعقوب یوسف برادر سلطان محمودهمی روم سوی معشوق با بهار بهم←شمارهٔ ۱۱۹ - در مدح سلطان محمود غزنوی و تقاضا گویدای شهی کز همه شاهان چو همی در نگرم←شمارهٔ ۱۲۰ - در مدح میر ابو یعقوب عضدالدوله یوسف بن ناصر الدینروز خوش گشت و هوا صافی وگیتی خرم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth