شعر را زندگی کن
→ قدسی مشهدیقدسی مشهدی
قدسی مشهدی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۴۱مستغرق حال، قال را نشناسد←شمارهٔ ۲۴۲ای عشق، ترا کس به نشان نشناسد←شمارهٔ ۲۴۳کی دهر حقیقت گل و خس پرسد←شمارهٔ ۲۴۴روزی که حق از چون و چرا می‌پرسد←شمارهٔ ۲۴۵هر ذات مگو به ذات جاوید رسد←شمارهٔ ۲۴۶خواری، شرف مردم دانا باشد←شمارهٔ ۲۴۷خورشید همین نه ذره پرور باشد←شمارهٔ ۲۴۸درویشی جو، گر همه یک دم باشد←شمارهٔ ۲۴۹گر زان که همای عشق صیدم باشد←شمارهٔ ۲۵۰نازک‌خاطر، کم آرزو می‌باشد←شمارهٔ ۲۵۱اسباب تعلق همه عارت بخشد←شمارهٔ ۲۵۲آخر همه ناوک هدف خواهد شد←شمارهٔ ۲۵۳این نفس که فقر کاش پاکش بکشد←شمارهٔ ۲۵۴گویند که دستش ز حنا گلگون شد←شمارهٔ ۲۵۵با آن که ز تو کار به دلخواه نشد←شمارهٔ ۲۵۶آن را که به حق چراغ افروخته شد←شمارهٔ ۲۵۷رسوا شدم ای ناله، حجاب تو چه شد←شمارهٔ ۲۵۸ای شعله شوق اضطراب تو چه شد←شمارهٔ ۲۵۹قدسی دل طاقت‌آفرین تو چه شد؟←شمارهٔ ۲۶۰قدسی چو قرائتش تمنا می‌شد←شمارهٔ ۲۶۱هر شاعر اگر شاعر یکتا می‌شد←شمارهٔ ۲۶۲آسوده ز صید عام کی خواهی شد←شمارهٔ ۲۶۳دل را ز هوس، محض کدورت مپسند←شمارهٔ ۲۶۴کی چرخ فروغ اختر خود داند؟←شمارهٔ ۲۶۵دل گر لمعات اختر خود داند←شمارهٔ ۲۶۶از اهل ستم چه در جهان می‌ماند؟←شمارهٔ ۲۶۷روزی که به ترکیب تو پرداخته‌اند←شمارهٔ ۲۶۸تا گرد رمد به دیده‌ام بیخته‌اند←شمارهٔ ۲۶۹قومی که به محض نام انسان شده‌اند←شمارهٔ ۲۷۰قدسی شب وصل، دل در امّید ببند←شمارهٔ ۲۷۱بر سینه خود به عاریت نیش مبند←شمارهٔ ۲۷۲بی‌دردی و بی‌غمی به هم پیوستند←شمارهٔ ۲۷۳چون برق مباش دشمن کشتی چند←شمارهٔ ۲۷۴دنیا چه بود، هیچ و در او پوچی چند←شمارهٔ ۲۷۵عریان ز لباس معرفت عوری چند←شمارهٔ ۲۷۶آنها که دم از گلشن اسرار زدند←شمارهٔ ۲۷۷راحت‌طلبان ذوق فروکش دارند←شمارهٔ ۲۷۸جمعیت دهر، جور کیشان دارند←شمارهٔ ۲۷۹آن قوم که دین عشق‌کیشان دارند←شمارهٔ ۲۸۰جمعیت سیم و زر لئیمان دارند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth