شعر را زندگی کن
→ ایرج میرزاایرج میرزا
ایرج میرزا

قطعه‌ها

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱ - پیام به شیرازیاناستاد کُلّ فی الکُلّ شوریده است در شعر←شمارهٔ ۴۲ - انتقاد از سازندگان آرامگاه فردوسییک وجب ساخته آخر نشود قبرِ حکیم←شمارهٔ ۴۳ - کار و بارندانم از چه به هر جا که لفظ کار آید←شمارهٔ ۴۴ - در رثای کلنل محمد تقی خان پسیاندلم به حال تو ای دوست‌دار ایران سوخت←شمارهٔ ۴۵ - رَمیارب این عادت چه می‌باشد که اهل ملک ما←شمارهٔ ۴۶ - وزیران دیدنیوُزرا از چه دیده می‌نشوند←شمارهٔ ۴۷ - تاریخ وفات عزیز علیا (۱۳۰۶ هق)سود و زیان جهان دیده و سنجیده ایم←شمارهٔ ۴۸ - قطعهقبض آقای کمال السلطنه است←شمارهٔ ۴۹ - علت بی‌تابی نوزادهیچ می‌دانی تو هر طفلی که آید در جهان←شمارهٔ ۵۰ - جواب تبریک شوریدهگفت شوریده به من تهینت عید ز فارس←شمارهٔ ۵۱ - فقیهنشسته بود فقیهی به صدر مجلس درس←شمارهٔ ۵۲ - هجو حاکماین حاکم بی عُرضه به ما اهل خراسان←شمارهٔ ۵۳ - قطعهنصرت السلطنه دیوان عدالت را میر←شمارهٔ ۵۴ - مهر مادرباز چون جوجه ماکیان بیند←شمارهٔ ۵۵ - جهاد اکبرشب در بساط احرار از التفات سردار←شمارهٔ ۵۶ - وفاوفا در گل رخان عطر است در گل←شمارهٔ ۵۷ - بامدادصبحدم کاین مرغ گیهان آشیان←شمارهٔ ۵۸ - مادرپسر، رو قدر مادر دان که دایم←شمارهٔ ۵۹ - مزاح با یکی از دوستانچند تو را گفتم ای کمال مخور کیر←شمارهٔ ۶۰ - در پشت کتابی که برای سردار عبدالعزیز خان جنرال قنسول افغان مقیم مشهد فرستاده نوشته استعزیز نسخۀ اشعار صابر شاعر←شمارهٔ ۶۱ - قطعهگویند ماکیان را باید گرفت و کشت←شمارهٔ ۶۲ - درویشکیست آن بیشعور درویشی←شمارهٔ ۶۳ - انتقاد از قمه‌زنیبشنو که لطیفۀ قشنگی است←شمارهٔ ۶۴ - گریز از ناداندادم به مسیوهال خراسان را←شمارهٔ ۶۵ - قلب مادرداد معشوقه به عاشق پیغام←شمارهٔ ۶۶ - سازش روس و انگلیسگویند که انگلیس با روس←شمارهٔ ۶۷ - تاریخ بنای ادارهٔ لشکر شرق (۱۳۴۱ هق)حسین آقا امیر لشکر آن بر دو رضا چاکر←شمارهٔ ۶۸ - بچه ژاندارمپیوسته به جنگی تو به ما ای بچه ژاندارم←شمارهٔ ۶۹ - ای خایهای خایه به دست تو اسیرم←شمارهٔ ۷۰بر سر سفرۀ سپهسالار←شمارهٔ ۷۱ - پیام به نظام الدولهناظم الدوله روز جمعۀ ما←شمارهٔ ۷۲ - وطن دوستیما که اطفال این دبستانیم←شمارهٔ ۷۳ - حکایت خلعتمستوفی کل قصۀ چل طوطی شد←شمارهٔ ۷۴ - رسواگویی که تو رُسوایی من با تو نیامیزم←شمارهٔ ۷۵ - مزاح با مقبل دیوانقنبل الدوله مقبل دیوان←شمارهٔ ۷۶ - یادآوریخسروا! گرچه فراموشی در طبع تو نیست←شمارهٔ ۷۷ - حیلهدیشب دو نفر از رفقا آمده بودند←شمارهٔ ۷۸ - دو هدیهآمد مرا دو هدیه چو دو قرص مهر و ماه←شمارهٔ ۷۹ - سفر اصفهانای مهین خواجه در وزارت تو←شمارهٔ ۸۰ - آب حیاتآب حیات است پدرسوخته←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth