→ دیوان اشعارخاقانی
خاقانی
قطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱مرا شاه بالایِ خواجه نشانده است←شمارهٔ ۲نظام دولت بهرامیان رشید الدین←شمارهٔ ۳ - در شکایت و حکمتهمه کارم ز دور آسمانی←شمارهٔ ۴ - در شکرمن که خاقانیم به منت شاه←شمارهٔ ۵ - در حکمت و پندخاقانیا به جاه مشو غره غمروار←شمارهٔ ۶کبوتر حرم آمد ز کعبهٔ سعدا←شمارهٔ ۷ای در برگزیده که غواص کردهای←شمارهٔ ۸ - در مدحضمانش کرد به صد سال عمر و مهر نهاد←شمارهٔ ۹خواجه یک هفته اضطرابی داشت←شمارهٔ ۱۰ - در نصیحت و پندبترس از بدِ خلق خاقانیا←شمارهٔ ۱۱خاقانی ار به باره کشد دست بدتر است←شمارهٔ ۱۲ - در حسب حال خودمن که خاقانیَم آزاددلم←شمارهٔ ۱۳شروان به باغ خلد برین ماند از نعیم←شمارهٔ ۱۴من به ری عزم خراسان داشتم←شمارهٔ ۱۵گفتی از شاهان تو را دل فارغ است←شمارهٔ ۱۶ما غم کس نخوردهایم مگر←شمارهٔ ۱۷نظاره کنان به روی خوبت←شمارهٔ ۱۸چون شاه بازگشت ز ابخاز روز عید←شمارهٔ ۱۹ای در آبدار توانی ز پیچ و خم←شمارهٔ ۲۰ - در مدح منوچهر شروان شاه برای بستن سد باقلانیقطب سپهر رفعت یعنی رکاب شاه←شمارهٔ ۲۱بشنو ای پیر پند خاقانی←شمارهٔ ۲۲ - در هجو شهر زوریسیزده جنس نهاده است نبی←شمارهٔ ۲۳چون ز یاران رفته یاد آرم←شمارهٔ ۲۴خوش سواری است عمر خاقانی←شمارهٔ ۲۵زندگانی چو مال میراث است←شمارهٔ ۲۶ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خودکو آنکه نقد او به ترازوی هفت چرخ←شمارهٔ ۲۷دروغ است آنکه گوید این که در سنگ←شمارهٔ ۲۸ - در مدح جمال الانام حسام الدیندوش آن زمان که چشمهٔ زراب آسمان←شمارهٔ ۲۹ - در بیان دوستی و دشمنی خلقدوست دشمن گشت و دشمن دوست شد خاقانیا←شمارهٔ ۳۰ - در مدح جلال الدین الخزاریگفتم ای دل بهر دربان جلال←شمارهٔ ۳۱ - در نکوهش حسودانخاقانیا ز دلسبکی سرگران مباش←شمارهٔ ۳۲خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملک←شمارهٔ ۳۳نه همت من به پایه راضی است←شمارهٔ ۳۴ - در هجو خواجه اسعدخواجه اسعد چو می خورد پیوست←شمارهٔ ۳۵گیرم که دل درست ما نیست←شمارهٔ ۳۶حوری از کوفه به کوری ز عجم←شمارهٔ ۳۷چار چیز است خوش آمد دل خاقانی را←شمارهٔ ۳۸دوستکانی داد شاهم جام دریا شکل و من←شمارهٔ ۳۹به خدائی که در ره عدلش←شمارهٔ ۴۰زین اشارت که کرد خاقانی←
۱ از ۱۰صفحهٔ بعد ←