شعر را زندگی کن
خاقانی

قطعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۲۱ - شکرانهٔ صلت اسپهبد کیالواشیرای جهان داوری که دوران را←شمارهٔ ۳۲۲اَبَر دستا ز بحر جود مرا←شمارهٔ ۳۲۳نیست در موکب جهان مردی←شمارهٔ ۳۲۴پاکا ملکا قدّ فلک را←شمارهٔ ۳۲۵طبع روشن داشت خاقانی، حوادث تیره کرد←شمارهٔ ۳۲۶اگر معزی و جاحظ به روزگار منندی←شمارهٔ ۳۲۷گر دیده یک اهل دیده بودی←شمارهٔ ۳۲۸ - در مدح عز الدین امیر یوسف سپه سالارچون یوسف سپهر چهارم ز چاه دی←شمارهٔ ۳۲۹ - در مدح علاء الدین اتسز شاه خوارزمآفاق زیر خاتم خوارزم شاهی اَست←شمارهٔ ۳۳۰کیست ز اهل زمانه خاقانی←شمارهٔ ۳۳۱رو که سوی راستی بسیج نداری←شمارهٔ ۳۳۲ - در جواب مردی سروده که عنصری را بر او ترجیح داده استبه تعریض گفتی که خاقانیا←شمارهٔ ۳۳۳صدرا تو را جلالت اسکندر است لیک←شمارهٔ ۳۳۴ - شعر قاضی تنوخیرضیت بما قسم الله لی←شمارهٔ ۳۳۵ - در حماسه و مدح خودشاعر مُفلِق منم، خوان معانی مراست←شمارهٔ ۳۳۶بس کن از سودای خوبان داشتن خاقانیا←شمارهٔ ۳۳۷ - در نکوهش بغدادای باغ داد و بیضهٔ بغداد مرحبا←شمارهٔ ۳۳۸دی شبانگه به غلط تا به لب دجله شدم←شمارهٔ ۳۳۹ای بزم تو فروخته رایات خرمی←شمارهٔ ۳۴۰ - در مرثیهٔ اسپهبد کیالواشیرچراغ کیان کشته شد کاش من←شمارهٔ ۳۴۱خاقانیا! مسیح دما! زین خراس دهر←شمارهٔ ۳۴۲باور نکردمی که رسد کوه سوی کوه←شمارهٔ ۳۴۳گر از غم خلاصی طلب کردمی←شمارهٔ ۳۴۴عالمی بس دیو رای است ارنه من←شمارهٔ ۳۴۵اهل بایستی که جان افشاندمی←شمارهٔ ۳۴۶ - در مرثیهٔ اهل بیت خودچشمهٔ خون ز دلم شیفته‌تر کس را نی←شمارهٔ ۳۴۷ - در هجو رشید الدین وطواطرشیدکا ز تهی مغزی و سبک خردی←شمارهٔ ۳۴۸ - در مرثیهٔ سلطان شرقگویند کز تبی ملک الشرق درگذشت←شمارهٔ ۳۴۹صانعا شکر تو واجب شمرم←شمارهٔ ۳۵۰ز آب سخن بحر ارجیش را من←شمارهٔ ۳۵۱ - در هزلاهل بغداد را زنان بینی←شمارهٔ ۳۵۲خاقانیا فرو خوان اسرار آفرینش←شمارهٔ ۳۵۳ - در ترک شهوترانیآب شهوت مریز خاقانی←شمارهٔ ۳۵۴صبح کرم و وفا فرو شد←شمارهٔ ۳۵۵مِرفَق دهم به حضرت صاحب قصیده‌ای←شمارهٔ ۳۵۶می تا خط جام آر به رنگ لب دل‌جوی←شمارهٔ ۳۵۷خاقانیا ز خدمت شاهان کران طلب←شمارهٔ ۳۵۸خاقانی است بلبل عنقا سخن ولی←شمارهٔ ۳۵۹بس کن خاقانیا ز مدحت دونان←شمارهٔ ۳۶۰ - در هجو یکی از وزرای شروان‌شاهاِی ظُلْمِ تو، مُخَرِّبِ مُلْکِ یَزیدیان←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth