شعر را زندگی کن
خاقانی

قطعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۸۱از کمال توست خاقانی نه از نقصان که دهر←شمارهٔ ۲۸۲منم سرآمد دوران که طبع من داند←شمارهٔ ۲۸۳یارب ز حال محنت خاقانی آگهی←شمارهٔ ۲۸۴خیره کشا، بد کنشا، ظالما!←شمارهٔ ۲۸۵تا ز شروان دورم اعدا راست آسایش چنانک←شمارهٔ ۲۸۶شب رحیل چو کردم وداع شروان را←شمارهٔ ۲۸۷منم که همچو کمان دستمال ترکانم←شمارهٔ ۲۸۸کمین گشادن دهر و کمان کشیدن چرخ←شمارهٔ ۲۸۹ - در هجوقسم تو ریاست از ریاسَت←شمارهٔ ۲۹۰ - در هجو رشید وطواطخواجه موشی است زیر بر به کمین←شمارهٔ ۲۹۱ - در تعریض بر بُندار رازیزین کلک من که سحر طرازی است راستین←شمارهٔ ۲۹۲لوریی گفت مرا در عرفات←شمارهٔ ۲۹۳به نسبت از تو پیمبر بنازد ای سید←شمارهٔ ۲۹۴ - بالبدیهه در صفت خربزهخوان خسرو فلک مثال و در او←شمارهٔ ۲۹۵ای پور ز خاقانی اگر پند پذیری←شمارهٔ ۲۹۶خواجه بر استر رومی خر مصری می‌دید←شمارهٔ ۲۹۷زری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر←شمارهٔ ۲۹۸ - در مرثیهٔ فلکی شروانیعطسهٔ سحر حلال من فلکی بود←شمارهٔ ۲۹۹آبم ببرد بخت، بخ ای خفته بخت بخ←شمارهٔ ۳۰۰من که خاقانیم این مایه صفا یافته‌ام←شمارهٔ ۳۰۱ - در حسرت عمر گذشتهگنج عمری داشتی خاقانیا←شمارهٔ ۳۰۲دبیر ما به صفت روبه است گوا دم او←شمارهٔ ۳۰۳ - در هجو رشید وطواطای بلخیَک سَقَط چه فرستی به شهر ما←شمارهٔ ۳۰۴دیده از کار جهان دربسته به←شمارهٔ ۳۰۵ - خاقانی برای دوستی اسب و این شعر را فرستادزهی عقد فرهنگیان را میانه←شمارهٔ ۳۰۶راز دارم مرا ز دست مده←شمارهٔ ۳۰۷بر در خواجه از تظلم خلق←شمارهٔ ۳۰۸زهر است مرا غذای هر روزه←شمارهٔ ۳۰۹هرچه امن و فراغت است و کفاف←شمارهٔ ۳۱۰ای چرخ لاجوردی بس بوالعجب نمائی←شمارهٔ ۳۱۱تو همه کاخ طرب سازی و خاقانی را←شمارهٔ ۳۱۲پسر، خاندان را بود خانه‌دار←شمارهٔ ۳۱۳نیک مردی کجاست خاقانی←شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگاراهل دلی ز اهل روزگار نیابی←شمارهٔ ۳۱۵مدح کریمان کنم، چرا نکنم لیک←شمارهٔ ۳۱۶سر انگشت می‌رزد بی‌بی←شمارهٔ ۳۱۷گر به دل آزاد بودمی چه غمستی←شمارهٔ ۳۱۸کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی←شمارهٔ ۳۱۹یک مشت خاکی ارچه دربند کاخ و کوخی←شمارهٔ ۳۲۰گفتی که سپاس کس مبر بیش←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth