→ دیوان اشعارجمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق
مقطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱ - جواب مجدالدین همگریک قطعه سوی بنده فرستاد مجددین←شمارهٔ ۴۲ - سپاسای بزرگی که ز شیرین سخنت←شمارهٔ ۴۳ - عذر تقصیر خدمتای کریمی که همای نظرت←شمارهٔ ۴۴ - این قطعه از دیگری است در مدح جمال الدینشعر مخدوم من جمال الدین←شمارهٔ ۴۵ - جواب مجیر بیلقانیهجو میگوئی ای مجیرک هان←شمارهٔ ۴۶ - آری شود ولیک بخون جگر شودای خسروی که هر که کند بندگی تو←شمارهٔ ۴۷ - غم خان و مانتا کی غم خان و مان و فرزند←شمارهٔ ۴۸ - خوان از خونخوان میفکند کنون مسلمانان←شمارهٔ ۴۹ - کیفر مجیرالدین بیلقانی در هجای اصفهانزاول که نفس ناطقه را از شعاع عقل←شمارهٔ ۵۰ - صائم الدهرصائم الدهر اسبکی دارم←شمارهٔ ۵۱ - خطاب بصدرالدینایا صدری که چرخ پیر چون تو←شمارهٔ ۵۲ - مولانا ترازوستمرا گویند مولانا ترازوییست کز عدلش←شمارهٔ ۵۳ - ترهاتدوستی در سمر کتابی داشت←شمارهٔ ۵۴ - عشوه و تمویهاز منت شرم نیامد که پس از چندین مدح←شمارهٔ ۵۵ - فضل خواجهترا فضل بر دیگری بیش ازین نیست←شمارهٔ ۵۶ - عاقلچرا باید که عاقل بهر روزی←شمارهٔ ۵۷ - خامه و خطای ز خورشید رای روشن تو←شمارهٔ ۵۸ - خدمت رکن الدینبخاک پای رکن الدین اگر چه←شمارهٔ ۵۹ - قسم بمعبودبمعبود بیچون که چون گفت کن←شمارهٔ ۶۰ - تشریفنشوم من ز تو خرسند بتحسینی و بس←شمارهٔ ۶۱ - برد نشابوریبیکی برد اشارت کردم←شمارهٔ ۶۲ - جبه و دستارجُبّه و دستار افزونی که من در خدمتت←شمارهٔ ۶۳ - اسراف مکناسراف مکن ببذل مالت←شمارهٔ ۶۴ - ذکر خیر بعد از مرگتا زنده ایم بر من و تو گفتگو کنند←شمارهٔ ۶۵ - مجدالدینخداوندا تو آنشخصیکه چشم چرخ فیروزه←شمارهٔ ۶۶ - دوریبدانخدای که بی گرد موکب امرش←شمارهٔ ۶۷ - وظیفهشاعری را اگر دهی دشنام←شمارهٔ ۶۸ - شیخ ابوعامرخسروا زاصطبل تو کو معمور باد←شمارهٔ ۶۹ - دروغالله الله مگرد گرد دروغ←شمارهٔ ۷۰ - صبردوستی گفت صبر کن زیراک←شمارهٔ ۷۱ - اسبکدعاگو اسکبی دارد که هر روز←شمارهٔ ۷۲ - شوقبخدائی که رخت عزت او←شمارهٔ ۷۳ - مقتدایان شهرخواجگان را نگر برای خدا←شمارهٔ ۷۴ - سهل ممتنعبرای دست تو رای کرم چو سهل آمد←شمارهٔ ۷۵ - باد صبادم عیسی است مگر باد صبا←شمارهٔ ۷۶ - شمسه نرگسای مُلک بهدیدار تو چون باغ بهگل شاد←شمارهٔ ۷۷ - خدایگان شریعتخدایگان شریعت علاء دین رسول←شمارهٔ ۷۸ - ذم زاد بومچند گوئی مرا که مذمومست←شمارهٔ ۷۹ - مغز معنیچون ز مدح تو بر اندیشیدم←شمارهٔ ۸۰ - انقلاب اصفهاندیدی تو اصفهان را آن شهر خلدپیکر←