شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجمال‌الدین عبدالرزاق
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ - خوان خواجهخواهی که نزد خواجه قبولی بود ترا←شمارهٔ ۸۲ - نان تهی و نام نکوگفتم بجوانی که بعالم در←شمارهٔ ۸۳ - پاس رازبخدائی که علم واسع او←شمارهٔ ۸۴ - شهر پر آشوباین چه شهریست سراسر آشوب←شمارهٔ ۸۵ - مجیرالدین بیلقانی در مدح جمال الدین گفتهقسم بواهب عقلی که پیش رای قدیم←شمارهٔ ۸۶ای آفتاب برج سیادت روا مدار←شمارهٔ ۸۷ - بحث علمیاختلاف اهل علم از روی دانش رحمتست←شمارهٔ ۸۸ - شهر اصفهاننیست شهری چو شهر اصفاهان←شمارهٔ ۸۹ - شهر گنجهچو شهر گنجه اندر کل آفاق←شمارهٔ ۹۰ - بنده نوازیحقتعالی اندرین دنیای دون←شمارهٔ ۹۱ - مرگآه ازین دور چرخ و گوش افلاک←شمارهٔ ۹۲ - راست گوئیمرد باید که راستگو باشد←شمارهٔ ۹۳ - غفلتچند گویی که عیش نیست به کام←شمارهٔ ۹۴ - فتلق سعددینآفتاب مطلع اقبال قتلق سعد دین←شمارهٔ ۹۵ - تقاضای کاهای کریمی که هست گاه کرم←شمارهٔ ۹۶ - دوری از خدمتبخدائی که فیض رحمت او←شمارهٔ ۹۷ - انتظاردخل عمرم خرج شد در انتظار←شمارهٔ ۹۸ - قهرمان شریعتبخدای ار چهار بالش شرع←شمارهٔ ۹۹ - عدلخسروا عدل کن همیشه ازانک←شمارهٔ ۱۰۰ - بزرگی در اصلهر که در اصلش بزرگی بوده است←شمارهٔ ۱۰۱ - دو خواجه تاشمن بنده و اسب هر دو امروز←شمارهٔ ۱۰۲ - یخ بندی طبعمرا ایزد تعالی خاطری داد←شمارهٔ ۱۰۳ - خواجه غافلخواجه را دیدی تو تا بنشست بر دیوان ملک←شمارهٔ ۱۰۴ - سوزیانخشمت آمد که من ترا گفتم←شمارهٔ ۱۰۵ - دوریبخدائی که عقل کلی را←شمارهٔ ۱۰۶ - خلعت خاصای بزرگی که دست نعمت تو←شمارهٔ ۱۰۷ - نان به زرگفتم چو بسته‌ام کمرِ بندگیِ تو←شمارهٔ ۱۰۸ - یکباره بکشنه ترا رای که در من نگری←شمارهٔ ۱۰۹ - در بستهگفتند دی مرا که بر خواجه میروی←شمارهٔ ۱۱۰ - ترک هجااگر من فی المثل در هجو کوشم←شمارهٔ ۱۱۱ - نفاق و بخلنفاق و بخل در اهل سپاهان←شمارهٔ ۱۱۲ - پیریدر آینه تا نگاه کردم←شمارهٔ ۱۱۳ - مردم سپاهان در زمان پیشسگ به از مردم سپاهانست←شمارهٔ ۱۱۴ - حرمت پدر و مادربشنو از من نصیحتی که ترا←شمارهٔ ۱۱۵ - دل بردهبر نرگس تو رفتم بهزار لابه گفتم←شمارهٔ ۱۱۶ - قطعهخداوندا بدین حالت من از شکر و ثنا گفتن←شمارهٔ ۱۱۷ - روزگار کرمگذشت نوبت احسان و روزگار کرم←شمارهٔ ۱۱۸ - عقل بیداربخدائی که مهر معرفتش←شمارهٔ ۱۱۹ - قسمبخدائی که بر خداوندان←شمارهٔ ۱۲۰ - پادشاه شریعتآیا پادشاه شریعت که هست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth