شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ - در مدح مجدالملک حسن احمد گویدمنت خدای را که با اقبال پادشاه←شمارهٔ ۸۲ - در مدح سلطان سعید علاء الدنیا والدین از مکه به غزنین فرستادهرگز بود که باز ببینم لقای شاه←شمارهٔ ۸۳ - این فتح نامه در نیشابور گفتهزهی رونق ملک از سر گرفته←شمارهٔ ۸۴ - در تهنیت باغ همایون و مدح بهرام شاه گویدای همایون آمدن بر تو همایون آمده←شمارهٔ ۸۵ - در مرثیه یکی از بزرگان گویدای چون مسیح گوهر تو جمله جان شده←شمارهٔ ۸۶ - در مدح حسن احمد گویدای مبارک بنا چه خوش جائی←شمارهٔ ۸۷ - در مدح مجدالدین گویدچشمه نوش است این دهان که تو داری←شمارهٔ ۸۸ - در مدح خداوند زاده مسعود شاه گویداین چه نقش است که از مشک سیاه آوردی←شمارهٔ ۸۹ - در مدح سپهسالار علی بن الحسین ماهوری گفتهکه دهد یار مرا از من بیدل خبری←شمارهٔ ۹۰ - در مدح بهرام شاه غزنوی استمژده عالم را که شاه گنبد نیلوفری←شمارهٔ ۹۱ - در مدح خداوند زاده خسرو شاه گوید در جواب امیر معزیای یافته از چهره تو حسن کمالی←شمارهٔ ۹۲ - در مدح خاقان محمود خان گویدای گوهر مطهر مردی و مردمی←شمارهٔ ۹۳ - در مدح خاقان محمود خان گویدطلع الشمس علی الندمان←شمارهٔ ۹۴ - نیز در مدح همو گویدالاهات خمرا کالعندم←شمارهٔ ۹۵ - در مدح ابوعلی حسن احمد گویدزهی مبارک فال و زهی خجسته بنی←شمارهٔ ۹۶برآنم که امروز چون داد خواهی←شمارهٔ ۹۷سبحان خالقی که صفاتش ز کبریا←شمارهٔ ۹۸ - قصیده عربی از سید حسن غزنوی مشهور به اشرفسلا کالطاف الاله الممجد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth