شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارادیب صابر
ادیب صابر

مقطعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱اگر مروت و جود است در جهان موجود←شمارهٔ ۴۲قرب یک ماه شد که در شب و روز←شمارهٔ ۴۳رسید نوبت پیری و رفت برنایی←شمارهٔ ۴۴عالم که خوردنش همه غم باشد از جهان←شمارهٔ ۴۵فر جوانیم به هزیمت نهاد روی←شمارهٔ ۴۶چون همه روی زمانه سوی جفا بود←شمارهٔ ۴۷جوانی برون رفت و پیری درآمد←شمارهٔ ۴۸از اهل این زمانه پریشان شده ست طبع←شمارهٔ ۴۹دوستانی که مر مرا بودند←شمارهٔ ۵۰خواجه را با همه زفتی هوس مدح خود است←شمارهٔ ۵۱آدمی از برای لذت خویش←شمارهٔ ۵۲چو راه جوانی سپردم به فسق←شمارهٔ ۵۳به ماتم نشستی به مرگ زنت←شمارهٔ ۵۴به برنایی چنان بردم گمانی←شمارهٔ ۵۵به هنر فخر کن مکن به گهر←شمارهٔ ۵۶روشن شود دو دیده چو بینم خطاب تو←شمارهٔ ۵۷بیار ای ساقی خورشید چهره←شمارهٔ ۵۸سرشکی کز غم معشوق بارم←شمارهٔ ۵۹ای کریمان بلح و ممدوحان←شمارهٔ ۶۰بدین زمانه که ما اندر او گرفتاریم←شمارهٔ ۶۱مردم جاهل محل علم نداند←شمارهٔ ۶۲آنها که بپرسند و ببخشند مرا چیز←شمارهٔ ۶۳ندارم امید بهی زین زمانه←شمارهٔ ۶۴نه طالعی که امانم دهد ز خشم خدا←شمارهٔ ۶۵تا مال نبخشی ز هنر بهره نیابی←شمارهٔ ۶۶خوار شود تن به مرگ اگر چه عزیز است←شمارهٔ ۶۷اگر به زمیری است پیری، نخواهم←شمارهٔ ۶۸بنده در مستی اگر گفت فضول←شمارهٔ ۶۹ای وزیر شاه عالم، ای نصیر دین حق←شمارهٔ ۷۰ز جمله نعمت دنیا چو تندرستی نیست←شمارهٔ ۷۱به میدان و دیوان بداندیش را←شمارهٔ ۷۲تامل کن از رفتن رفتگان←شمارهٔ ۷۳ایا به محمدت و بر و مکرمت معروف←شمارهٔ ۷۴چون نیابد مهتر از کهتر عطا←شمارهٔ ۷۵زحد گذشت و به غایت رسید و بی مر شد←شمارهٔ ۷۶بسی به بود مردن از زیستن←شمارهٔ ۷۷گرم حاجت آمد به تعریف تو←شمارهٔ ۷۸زنفس او به لطافت همی رسند نفوس←شمارهٔ ۷۹زاهل جود و سخاوت زمانه خای ماند←شمارهٔ ۸۰چو شمشیرم اندر نیام هنر←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth