شعر را زندگی کن
→ سیدای نسفیسیدای نسفی
سیدای نسفی

شهر آشوب

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۴۱ - شمع ریزشمع ریز امرد که جان بخشد تن افسرده را←شمارهٔ ۲۴۲ - شمع ریزشمع ریز امرد که شبها بودم از وی بی قرار←شمارهٔ ۲۴۳ - شماعدلبر شماع من سودای روغن می کند←شمارهٔ ۲۴۴ - شماعزان مه شماع امشب خانه روشن ساختم←شمارهٔ ۲۴۵ - شماعزان مه شماع روشن ساختم کاشانه را←شمارهٔ ۲۴۶ - زردک فروشدلبر زردک فروشم چون مرا هر سوز دواند←شمارهٔ ۲۴۷ - زردک فروشبا مه زردک فروشم گفتگوها ساختم←شمارهٔ ۲۴۸ - کیمخت گردلبر کیمخت گر باشد جفا آئین او←شمارهٔ ۲۴۹ - کیمخت گردلبر کیمخت گر ماه فسونگر می شود←شمارهٔ ۲۵۰ - سنبوسه پزدلبر سنبوسه پز ناگه مرا از دور دید←شمارهٔ ۲۵۱ - سنبوسه پزدلبر سنبوسه پز کردم دکانش رفت و روب←شمارهٔ ۲۵۲ - قتمال پزدلبر قتمال پز گفتم دلم از توست شاد←شمارهٔ ۲۵۳ - قبضه بندقبضه بند امرد نیارد هیچ کس را در نظر←شمارهٔ ۲۵۴ - قبضه بندقبضه بند امرد برای کشتنم خنجر کشید←شمارهٔ ۲۵۵ - نیزه دستنیزه دست امرد به سوی من سری جنباد و رفت←شمارهٔ ۲۵۶ - سنگ زنسنگ زن امرد ز دستم خورد چندین زخم ها←شمارهٔ ۲۵۷ - سنگ زنسنگ زن امرد ز جنگ سنگ دایم دم زند←شمارهٔ ۲۵۸ - شب بازدلبر شب باز با من دوش صورتها نمود←شمارهٔ ۲۵۹ - ماربازگفتمش با مارباز امرد که با من یار شو←شمارهٔ ۲۶۰ - کاغذ گربدن آن نگار کاغذ گر←شمارهٔ ۲۶۱ - حکاکدلبر حکاک من با چرخ دارد جنگ را←شمارهٔ ۲۶۲ - گلخن تابشوخ گلخن تاب من دارد جمال آتشین←شمارهٔ ۲۶۳ - کاسه بازکاسه باز امرد چنین کرده به شهر آئین خود←شمارهٔ ۲۶۴ - تسمه بازتسمه باز امرد که پشت تسمه را رو می کند←شمارهٔ ۲۶۵ - مشکبازبا مشکباز امردی شب تا سحر گفتم خواص←شمارهٔ ۲۶۶ - جغرات فروشجغراتفروش آنکه بود داغ خریدار←شمارهٔ ۲۶۷ - رنگین فروشدلبر رنگین فروشم شهر آئین می کند←شمارهٔ ۲۶۸ - قماریآن قماری امرد من باخت نقشی بر مراد←شمارهٔ ۲۶۹ - ریش آراشوخ ریش آرا فروشم باشد از دی دل به درد←شمارهٔ ۲۷۰ - کرباس جلابدلبر کرباس جلابم به هر کس می تند←شمارهٔ ۲۷۱ - کوکناریگفتمش با شوخ کوکناری رخم از توست زرد←شمارهٔ ۲۷۲ - کاردگرکاردگر امرد شبی بر آتش من آب زد←شمارهٔ ۲۷۳ - قفل گرقفل گر امرد مرا کرد از در خود ناامید←شمارهٔ ۲۷۴ - قفل گرقفل گر امرد میان ما و او سودا نشد←شمارهٔ ۲۷۵ - قفل گربا نگار قفل گر دیروز سودا ساختم←شمارهٔ ۲۷۶ - قفل گربا نگار قفل گر گفتم دکان خود نمای←شمارهٔ ۲۷۷ - خس کششوخ خس کش را سخن چندان که گفتم کس نشد←شمارهٔ ۲۷۸ - مشکابمشکاب امرد من لب تشنه را بی تاب کرد←شمارهٔ ۲۷۹ - مرده شویمرده شوی امرد که یاد از آب حیوان می دهد←شمارهٔ ۲۸۰ - مرده شویمرده شوی امرد که جان بخشد تن افسرده را←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth