شعر را زندگی کن
→ سیدای نسفیسیدای نسفی
سیدای نسفی

شهر آشوب

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۸۱ - مصوریک دم آن شوخ مصور چهره با من وا نکرد←شمارهٔ ۲۸۲ - شاطردلبر شاطر دمی بر مدعای من نشد←شمارهٔ ۲۸۳ - حافظدلبر حافظ من غمدیده را دلشاد کرد←شمارهٔ ۲۸۴ - حافظاز نوای آن مه حافظ سخن سر ساختم←شمارهٔ ۲۸۵ - لچک دوزتا لچک دوزی شده زنجیر مو را دلپسند←شمارهٔ ۲۸۶ - روغنگردلبر روغنگر امشب گشت با من همنشین←شمارهٔ ۲۸۷ - روغنگردلبر روغن فروشم می کشد روغن ز آب←شمارهٔ ۲۸۸ - جگر کباب پزشوخ جگر کباب پزم هست آفتاب←شمارهٔ ۲۸۹ - حلیم سازشوخ حلیم ساز که پیوند اوست سست←شمارهٔ ۲۹۰ - خمیرگیرشوخ خمیرگیر که نرم است چون پنیر←شمارهٔ ۲۹۱ - آهنگربا مه آهنگر از سندان و دم گفتم سخن←شمارهٔ ۲۹۲ - آهنگرراه آهنگر سپر کردم به مژگان رفت و روب←شمارهٔ ۲۹۳ - آهنگررفتم امشب بر دکان شوخ آهنگر ز غم←شمارهٔ ۲۹۴ - کرناییشوخ کرنایی که باشد تیز چشم و جنگجو←شمارهٔ ۲۹۵ - کرناییشوخ کرنایی مرا با خویش آخر یار شد←شمارهٔ ۲۹۶ - بریانگرگفتمش با شوخ بریانگر بکن درمان من←شمارهٔ ۲۹۷ - دوکتراشبا زنان دارد ز چرمک دوکتراش من سخن←شمارهٔ ۲۹۸ - دوکتراشدوکتراش امرد سر خود گاه بالا می کند←شمارهٔ ۲۹۹ - داربازدارباز امرد که باشد مشق او مرغوب من←شمارهٔ ۳۰۰ - داربازدارباز امرد چو مه جایش بود بر آسمان←شمارهٔ ۳۰۱ - هیزم فروشبا مه هیزم فروش از سوز دل گفتم سخن←شمارهٔ ۳۰۲ - کاتبدلبر کاتب که می داند سراسر حال من←شمارهٔ ۳۰۳ - کاتبدلبر کاتب خط او کرده چشمم را سیاه←شمارهٔ ۳۰۴ - کاتبشوخ کاتب کرد امشب بر کف دستم رقم←شمارهٔ ۳۰۵ - کاتبدلبر کاتب شبی گردید با من همنشین←شمارهٔ ۳۰۶ - دروازه باناز پی آن دلبر دروازه بان ای دوستان←شمارهٔ ۳۰۷ - شوخ ملتانیشوخ ملتانی گرو از غنچه های گل گرفت←شمارهٔ ۳۰۸ - ماربازمارباز امرد مرا گردید بی افسون دچار←شمارهٔ ۳۰۹ - ماربازمارباز امرد که از سر تا به پا زهر آب خشم←شمارهٔ ۳۱۰ - گلکاربا مه گلکار خود گفتم تو را یاری کنم←شمارهٔ ۳۱۱ - کچکول پزبا مه کچکول پز گفتم که حمالی کنم←شمارهٔ ۳۱۲ - بزازشوخ بزاز از میان عاشقان یار من است←شمارهٔ ۳۱۳ - خارکشخارکش امرد که گل دارد جمالش را هوس←شمارهٔ ۳۱۴ - طبیبتا ز من شوخ طبیب احوال پرسیدن گرفت←شمارهٔ ۳۱۵ - طبیبزان طبیب امرد به درد خویشتن جستم دوا←شمارهٔ ۳۱۶ - چوپاندوش در صحرا به چوپان امردی آویختم←شمارهٔ ۳۱۷ - شمشیرگردلبر شمشیرگر تیغ جفا بر سر براند←شمارهٔ ۳۱۸ - شمشیرگرآن بت شمشیرگر ما را به خود همدم نکرد←شمارهٔ ۳۱۹ - اوتی کشدمی نگار اوتی کش را برده میهمان ساختم←شمارهٔ ۳۲۰ - اوتی کششوخ اوتی کش که او را بود خوی آتشی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth