→ صفی علیشاهصفی علیشاه
صفی علیشاه
بحرالحقایق
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۱۲۱ - الزواهرزواهر را بدان علم طریقت←بخش ۱۲۲ - الزیتونبود زیتون همان نفسی که مذکور←بخش ۱۲۳ - الزیتدگر نوریست زیتت در عبارت←بخش ۱۲۴ - باب السین السابقهکنند از سابقه اهل گواهی←بخش ۱۲۵ - السالکبود سالک یکی سیار در راه←بخش ۱۲۶ - السبخهبود سبخه هبا یعنی هیولا←بخش ۱۲۷ - الستربود ستر آن حجاباتی که محجوب←بخش ۱۲۸ - الستائرزاکوان دان صورها را ستائر←بخش ۱۲۹ - الستورستور آمد بتحقیق این هیاکل←بخش ۱۳۰ - سجودالقلبسجود قلب نفی مطلق آمد←بخش ۱۳۱ - السحقبود سحق از نمود خویش هجرت←بخش ۱۳۲ - السدرهزکبری برزخیت کوست سدره←بخش ۱۳۳ - السرشنو از سر و سر حق نگهدار←بخش ۱۳۴ - سرالعلمشنو از سر علم از من به نصفت←بخش ۱۳۵ - سرالحالاگر آگه ز سر حال گردی←بخش ۱۳۶ - سرالحقیقهز حق سریست در اشیاء وثیقه←بخش ۱۳۷ - حکایتمریدی خواست از پیری اجازت←بخش ۱۳۸ - سرالتجلییکی از بهرت تسکین و تسلی←بخش ۱۳۹ - سرالقدربود سرالقدر علمش بهر عین←بخش ۱۴۰ - سرالربوبیهیک از سر ربوبیت بتحقیق←بخش ۱۴۱ - سرسرالربوبیهربوبیت بسر سر بود آن←بخش ۱۴۲ - سرائر الاثارز آثارت سرائر گر یقین است←بخش ۱۴۳ - السرائرشنو باز از سرائر بی ز آثار←بخش ۱۴۴ - السعهسعه در قلب کامل را تحقق←بخش ۱۴۵ - السفرسفر آمد به پیش ایمرد سیار←بخش ۱۴۶ - سقوط الاعتباراتگرت ذوقیست در فهم عبارات←بخش ۱۴۷ - السمسمهعباراتی که ذکرش بس ادق است←بخش ۱۴۸ - سوال الحضرتینگرت علمی بحال نشاتین است←بخش ۱۴۹ - سوادالوجهسوادالوجه فیالدارین رازیست←بخش ۱۵۰ - باب الشین الشاهدز شاهد گر بپرسی بس صریح است←بخش ۱۵۱ - شعب الصدعتو شعبالصدع جمع افرق را گو←بخش ۱۵۲ - الشفعاگر گاهت سراغ از شفع باشد←بخش ۱۵۳ - الشهودشهودت رؤیت حق است بر حق←بخش ۱۵۴ - شهود المفصل فیالمجملشهودی هم که در مجمل مفصل←بخش ۱۵۵ - شهود المجمل فی المفصلو گر بینی احد در کثرت اول←بخش ۱۵۶ - شواهدالحقشواهدهای حق باشند یکسان←بخش ۱۵۷ - شواهدالتوحیدبود دیگر شواهدهای توحید←بخش ۱۵۸ - شواهد الاسماءشواهدهای اسماء بیمنافات←بخش ۱۵۹ - الشئونشئون ذاتی و افعالی است آن←بخش ۱۶۰ - الشیخمراد از شیخ باشد مرشد راه←