شعر را زندگی کن
→ تذکرهٔ تحفهٔ سامیسام میرزا صفوی
سام میرزا صفوی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

۵۸۵- مولانا ذهنی تبریزیپدرش به سیراب فروشی معروف بود اما او شاعر است این مطلع مشهور از اوست :←۵۸۶- مولانا پاکی غلام هرویدر شهر هرات اوقات بر سر تراشی میگذراند، و گاهی از او نظمی سر میزند . این رباعی از اوست :←۵۸۷- مولانا محمود مشکی تبریزیاز آدمی زاده های شهر تبریز است و در شعر مسلم اهل آنجا خصوصا در قصیده و غزل طبعش خوب و ذوقش مرغوب بوده این دو مطلع از اوست :←۵۸۸- مولانا فنایی مشهدیبه علافی اوقات صرف میکرد و در گفتن شعر از امائل ممتاز بود، این رباعی از اوست :←۵۸۹- مولانا شوقی خبوشانیبه تیرگری اوقات صرف میکرد . این رباعی از اوست :←۵۹۰- مولانا رضایی گنگ عراقیاز مردم عراقست و کاتبی سریع الکتابت بود چنانکه روزی هزار بیت مینوشت و در شعر شناسی مسلم بود بروم رفت و دیگر خبری از او نیامد این مطلع از اوست :←۵۹۱- مولانا پناهی جوینیاز ولایت جوین من اعمال خراسان است و به تجارت مشغولی میکرد در آخر بسن پنجاه سالگی بمرض آبله فوت شد این دو مطلع از اوست :←۵۹۲- مولانا شفیعی مشهدیاز جمله شعرای مشهد مقدسه است این مطلع مشهور از اوست :←۵۹۳- مولانا قانعی خبوشانیاز خبوشان خراسانست اما در استرآباد می بود و هم در آنجا فوت شد این دو مطلع یادگار از اوست :←۵۹۴- مولانا زینی مشهدیپسر درویش روغنگر است اما زینی برای تحصیل از مشهد مقدسه متوجه عراق گردیده و هم در آنجا فوت شد این اشعار از آن برای مسافر عالم بقاست :←۵۹۵- مولانا هجری کاشانیبه شمشیر گری در شهر خود اوقات ضایع میکند و شعر بسیار میگوید غزلیات او از هفت هزار بیت متجاوز است این مطلع از جمله اشعار اوست :←۵۹۶- مولانا قاری کاشانیاز جمله مدرسان شهر کاشان است و در طالبعلمی بقدر کوشیده گاهی که شورش عشق بتان در کانون دل او سودا زدی چون ماهی که در تابه افتد بریان با دیده گریان سر و پای برهنه میگردید و گاهی که سلطان عشق دست تصرف از شهرستان دل او کوتاه میکرد در کنج انزوا نشسته بفکر شعر اشتغال مینمود و بواسطه تحیر در عشق یا حیرت اندر افعال خود. حیرانی تخلص میکرد این مطلع از اوست :←۵۹۷- مولانا یمینی سمنانیدر سمنان بشمشیر گری اوقات میگذرانید و فی الواقع که طبعش از انگیزی خالی نبود این مطلع از اوست :←۵۹۸- مولانا غازی قزوینیمردی طالبعلم و فقیر است و در درویشی و کم آزاری کمتر کسی چون او واقع شده این مطلع از اوست:←۵۹۹- مولانا فهمی قزوینیبرادر غازی مذکورست و اطوار او مثل برادر است این مطلع از اوست :←۶۰۰- غزالی مروستی مشهور به چنبکهروی است در محلی که هنوز سبزه عذار خط بر گرد رخسار او نبود بر خلاف غزالان با سگ صفتان دون ملاقات میکرد و بعد از آنکه روی ماندن در وطن مألوفش نماند بعراق آمد و شاعر شد با آنکه هیأت یوز داشت خود را بغزالی مشهور ساخت میگوید این مطلع از منست :←۶۰۱- مولانا مدامی اصفهانینامش حیدر بک ساروقچی از اصفهان است و بس مقبول و شیرین زبانست و بعضی اوقات حسب الحکم صاحبقران ساروقچی جوانان خاصه بود . الحال در خدمت نواب ابراهیم خانست و این مطلع از اوست و مدامی تخلص میکند، مدام مستدام باشد :←۶۰۲- مولانا خاوری تونیاز شعرای تونست و شاعری بغایت زبون یکی از ظرفا در باب مولانا گفته :←۶۰۳- مولانا شکیبی تبریزیاوقات بزرکشی میگذراند و گاهی بگفتن اشعار اشتغال میورزد، این مطلع از اوست :←۶۰۴- مولانا جنی قزوینیعامی است و خالی از جنونی نیست اوقات به قصابی میگذراند این مطلع و بیت از اوست :←۶۰۵- مولانا ذاتی کبابی قمیاز شعرای شهر قم است و از صنایع شعری صاحب وقوف بود و از اقسام شعر به قصیده گویی و غزل میل تمام داشت این بیت از اوست :←۶۰۶- مولانا نیازی قزوینی (میخچه گر )اوقات بکاسبی میگذراند این رباعی از اوست :←۶۰۷- مولانا آتشی شیرازیاز شعرای مشهور شیراز بود، میان او و صبوحی ابواب هجو مفتوح بوده همدیگر را هجوهای رکیک میکرده اند که ایراد آن لایق این مختصر نیست .این مطلع از اوست :←۶۰۸- مولانا غواصی خراسانیمردی ابله و فقیر و گوشه نشین است و اوقات بخرده فروشی میگذراند و با آنکه هر روز او را مبلغی کاغذ می باید که شعر خود مسوده کند از هیچ کس طلب نمیکند و هر روز پانصد بیت میگوید و بواسطه آنکه زیاده از این نمیتواند نوشت بدین اختصار میکند، سن او از نود متجاوز است و پیش از این بچهل سال در یکی از کتابهای خود این بیت گفته :←۶۰۹- مولانا یقینی شروانیاگر چه شروانی بود اما در شیراز میبود و شعر بسیار گفته این مطلع از اوست :←۶۱۰- شوقی شیرازیمداح قاسم بیک پرناک بود و از او صله‌های گرانمند یافت این دو مطلع از اوست:←۶۱۱- علاء بیک مشکی تبریزیبه مشک فروشی اشتغال دارد و رایحه خوش طبع او در مشام انام خوشتر از مشک اذفر و عود و عنبر است این مطلع از اوست :←۶۱۲- بابا صفایی قلندر استر آبادیاز ولایت استرآباد است و با هرکس که اختلاط میکرد میگفت که زودتر بمن چیزی بده تا بروم که من کعبم و با هرکس که مصاحب شده ام به یکماه نرسیده است که مرده و یا کشته شده، اما شیرین و خوش طبع بود. این مطلع از اوست :←۶۱۳- مولانا سلطان محمد سبزواریاز شهر سبزوار است و از جمله مداحان اهل بیت و در منقبت قصاید دارد و تخلص او نوشی است این مطلع از اوست :←۶۱۴- مولانا درویش عبدی نیشابوریاز او اشعار بسیار هست این دو بیت مشهور که هریک بند یک ترجیع است از اوست :←۶۱۵- مولانا میرزا احمد تهرانیبرادر مولانا هجری و برادر زاده ی مولانا امیدی تهرانی است این مطلع از اوست :←۶۱۶- مولانا صابر رازیاز جمله شعرای ری بود و خطیب آنجاست این مطلع از اوست :←۶۱۷- مولانا خواجه ابوالقاسم تهرانیاجدادش متمول بوده اند اما او را از آن نصیبی نیست بواسطه آن ترک وطن کرده و در بلاد گرجستان می بود . در آنجا فوت شد این رباعی در آنجا گفته :←۶۱۸- مولانا عنایت رازیاز ملازاده های ری است و به تجارت روزگار میگذراند این مطلع از اوست :←۶۱۹- مولانا قانعی تهرانینامش میرزا احمد و بامور دیوانی مشغولی میکند این رباعی از اوست :←۶۲۰- مولانا حسین رازیاز ری است و خط نستعلیق را بد نمی نویسد .این مطلع از اوست :←۶۲۱- مولانا میرحاتم رازیاز قبیله اعراب بنی اسد است و بسه زبان شعر میگوید کاشکی نمی گفت این مطلع از اوست :←۶۲۲- مولانا ادهم رازیاز جمله مردمان بی تعین ری است این مطلع از اوست :←۶۲۳- مولانا عزالدین تهرانیدر تهران مکتب داری میکرد مردی متقی و درویش بود این مطلع از اوست :←۶۲۴- مولانا ابوالقاسم خطیب تهرانیپسر خطیب تهران است و در طالبعلمی بسیار کوشید و بسی درویش نهاد است این مطلع را طوری گفته :←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth