شعر را زندگی کن
→ تذکرهٔ تحفهٔ سامیسام میرزا صفوی
سام میرزا صفوی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

۵۴۵- مولانا طاهرنیز از جمله سکنه آنجاست و از مردم زاده های شروان است و اوقات به مویینه دوزی میگذراند گاهی نظمی از او سر میزند این ابیات از اوست :←۵۴۶- مولانا محمود تبریزیاز سکنه آنجاست و تبریزی الأصل است و به تکمه بافی و علاقه بندی اوقات میگذراند و در آن فن بدل ندارد مرد نیک نهاد پاک اعتقاد است و معونت او به مسافر و مجاور آن دیار میرسد گاهی بگفتن نظم مایل است، این مطلع از اوست :←۵۴۷- مولانا محمود سرداریمردی ژنده پوش است، چند روزی در آنجا واقع شده چون عموم خلایق در آنجا مشغولی بمداومت ماء العنب دارند و از آن جنس بیشتر چیزی کمتر در آن دیار بدست میآید جهت بیان حال این مطلع گفته :←۵۴۸- مولانا فروغی شیرازیمرد بی تعین است این مطلع از اوست :←۵۴۹- مولانا شرطی قزوینیبه تجارت اوقات میگذراند . این مطلع از اوست :←۵۵۰- مولانا منظری ماوراء النهریاز ولایت و مردم ماوراء النهر است و گاهی تقلید ایوب ابوالبرکه میکند، حرکات او بسیار خنک و بی مزه است میگوید که این مطلع من گفته ام :←۵۵۱- مولانا بیخودی سمرقندیاز جمله شعرای نیک سمرقند است و خالی از فضیلتی نبود این شعر گواه حال اوست :←۵۵۲- ضیایی بخاراییاز جمله درویشان و از زمره ی ایشان بود، این مطلع از اوست :←۵۵۳- مولانا واصلی بخاراییاو نیز از شعرای بخاراست و این مطلع بر صفای ذهنش گواست:←۵۵۴- مولانا شمسی شروانیبه سراجی اوقات میگذرانید آخر در عاشقی رسوا گردید این مطلع از اوست:←۵۵۵- مولانا رهاییوی نیز از شعرای توران است و از آنجا بشروان افتاده عاشق سلطان خلیل میرزا شده و در عاشقی زحمت بسیار کشیده تا متوجه عالم عقبی گردید این سه مطلع از اوست :←۵۵۶- مولانا واصلی تبریزیاز ابریشم فروشان شهر مذکور بود آخر تاجر شد ودر جوانی فوت شد این مطلع از اوست :←۵۵۷- مولانا گرامی بغدادیمرد فقیر بی تعین بود در خدمت تکلتوخان بود گناهی کرد بعوض آن گوش گرامی را بموجب امر صاحبقرانی بریدند و بدین واسطه به شروان رفت و دیگر احوال او معلوم نشد این مطلع از اوست :←۵۵۸- مولانا هجریاندجانی است و اندجان قصبه ایست از قصبات ماوراء النهر هجری مذکور شاعری پاکیزه گوست این مطلع از جمله اشعار اوست :←۵۵۹- مولانا بیانی بحرآبادیاز ولایت سبزوار است شاعر بدی نبوده این مطلع از اوست :←۵۶۰- نظری قمیقصه خوان و شاعر بود چند روزی بخدمت صاحبقران میرسید این شعر را زمانی که در ملازمت بوده گفته :←۵۶۱- مولانا عرفی تبریزیمردی فقیر و دردمند است در بحر گوی و چوگان مولانا عارفی مثنوی گفته این چند بیت در صفت حسن از آن کتاب است :←۵۶۲- مولانا جاروبی هرویمردی عاشق پیشه لوند بود . اما عاشقی او بصورت خوب نبود بلکه هر که حاکم و بزرگ بود او عاشقش می شد چنانکه در قندهار عاشق بابر پادشاه شده بود و پادشاه مذکور در سن پنجاه سالگی بود و گویند با وجود پیری بسیار بد قیافت بوده و مولانای مذکور را بدین واسطه ایذای بلیغ کرده بود و با وجود آن متنبه نشده بود، چنانکه به هرات آمد عاشق درمش خان شد و بعد از آن هرکس که حاکم بود او عاشق او بود، در جواب غزل فغانی بمطلع :←۵۶۳- مولانا تزریقی بیارجندیبتاجدوزی اوقات میگذراند و در هزل اشعار بسیار دارد که لایق سیاق این کتاب نیست و فی الواقع در آن باب معنی های خوب دارد و سحر کرده اما در این اوقات تایب شده و شعر معقول میخواهد بگوید اما نا معقول میگوید این مطلع از اوست :←۵۶۴- مولانا خالصی تبریزیمردی حریص و زرپرست بود در مدت سی سال زر جمع کرد←۵۶۵- مولانا محیی ورجردیاز ولایت ورجرد همدانست مرد فقیر گوشه نشین خوش طبع است این مطلع از اوست :←۵۶۶- مولانا مقصدی ساوجیاز شهر ساوه است این مطلع و بیت از اوست :←۵۶۷- مولانا صیفی ساوه ایوصفش از تخلص معلوم این مطلع از او است :←۵۶۸- مولانا قراضی قزوینیاز شعرای قزوین است و مرد عامی است اما شعر بسیار در منقبت و غیره دارد و این بیت از اوست :←۵۶۹- مولانا بهاری اصفهانیبرادر مولانا ادایی است وبه شعر خود اعتقاد بسیار دارد اما هیچکس باو اعتقاد ندارد، این مطلع از اوست :←۵۷۰- مولانا مستی رازیاز ولایت ری است وجه تسمیه او آنکه گوییا بیان واقع بود اما اگر این زمان هشیاری تخلص کند مناسب است، اما نعوذبالله از خرگدایی او . اگر از کسی چیزی بخواهد و نداشته باشد با وی میگوید که چون چیزی نداری باری فاتحه ای جهت من بخوان. از اشعار او این مقطع نوشته شد :←۵۷۱- مولانا قاضی نعیمی گنابادیمردی شریف و طالب علم است و در علم سیاق مهارت تمام دارد بسیار فصیح و خوش صحبت است این دو مطلع از اوست :←۵۷۲- مولانا احمد فکری همدانیهمدانی است اما اکثر اوقات در هرات است در کسب علوم کوشیده و در بعضی مهارت پیدا کرده مثل تفسیر و اعداد و جفر و مرد بی تعین و درویش نهاد است و در معما و شعر هم صاحب وقوف است. این مطلع از اوست :←۵۷۳- مولانا غریبی ا سترآبادیمرد بی تعین و فقیر است این مطلع از اوست :←۵۷۴- مولانا فکری استر آبادیبصحافی اوقات میگذراند و گاهی هم شعر میگوید این مطلع از اوست :←۵۷۵- مولانا فرخی قزوینیگر چه از روستای قزوین است اما در شهر متولد شده و از جمله طالبعلمان شهر مذکور است و بشعر نیز گاهی تشویش خود میدهد . این شعر از آنجمله است .←۵۷۶- مولانا ابوالمکارم قزوینیاز شعرای بسیار گوی شهر قزوین است این مطلع از اوست :←۵۷۷- مولانا خواجه فدایی تبریزیاز خواجه زاده های تبریز است و طبع خوب دارد این مطلع و بیت از اوست :←۵۷۸- مولانا معروف رمالی تبریزیدر علم رمل مهارت تمام داشت این مطلع از او معروف و مشهور است:←۵۷۹- مولانا ذاتی لاریدر تبریز به صحافی اوقات میگذراند این مطلع در تعریف شهر مذکور از اوست :←۵۸۰- مولانا رحمی تبریزیمرد بی تعین و لاابالی بود و از فسق و فجور اجتناب نمی نمود . اما رحم الهی از گناه رحمی زیاده است. امید که او را بدین گناهان نگیرد و بدین رباعی به بخشد :←۵۸۱- مولانا ظریفی تبریزیدر تبریز به خرده فروشی اوقات صرف میکند و این مطلع و بیت مشهور از اوست :←۵۸۲- مولانا آگهی تبریزیبسوزنگری اوقات میگذراند و گاهی شعر از او سر میزند از جمله این مطلع از اوست :←۵۸۳- مولانا عینی شیرازیاز جمله کاتبان شهر شیراز بود و بسرعت کتابت او کم کسی کتابت میکرد و گاهی بشعر میل میکرد این مطلع از اوست :←۵۸۴- مولانا صفایی تبریزیبکاغذ فروشی وجه معاش میگذراند و گاهی شعر میگوید این مطلع از اوست:←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth