شعر را زندگی کن
→ واقف لاهوریواقف لاهوری
واقف لاهوری

اشعار متفرقه

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱من عاشقم و شیوهٔ دیرین من این است←شمارهٔ ۸۲پیش تو عرض خوبی مه را کجا مجال است←شمارهٔ ۸۳خطش که صفحهٔ گل از سبزه تو راست←شمارهٔ ۸۴پامال تو را کی هوس اوج‌گزینی است←شمارهٔ ۸۵داغم سیاه‌پوش نشسته است در رهت←شمارهٔ ۸۶چشم شوخت که فسون سازی او دام دلست←شمارهٔ ۸۷برخاست تا ز گلشن آن شوخ فتنه‌قامت←شمارهٔ ۸۸به‌غیر درد انیس دل حزینم نیست←شمارهٔ ۸۹در قفس بسکه خاطرم شاد است←شمارهٔ ۹۰تا یار ز چهره پرده برداشت←شمارهٔ ۹۱عشق آن گل بر دل من باز زور آورده است←شمارهٔ ۹۲چرا با تیره‌روزانت نگه نیست←شمارهٔ ۹۳عشق تو رگ زین دل بی‌تاب کشاد است←شمارهٔ ۹۴ز خاک دیگران گر لاله‌ها رست←شمارهٔ ۹۵چون غبار او جواهر سرمه‌ام منظور نیست←شمارهٔ ۹۶برآر تیغ به حال منت تغافل چیست←شمارهٔ ۹۷آن جلوه‌ای که مست و خرابم کند کجاست←شمارهٔ ۹۸نظر به حال منت آن‌چنان که باید نیست←شمارهٔ ۹۹جای بودن در میان خلق چون تقسیم شد←شمارهٔ ۱۰۰تا به کی خواهد به‌جا ماند این طلسم قیرگون←شمارهٔ ۱۰۱ز چسپان اختلاطی‌های یاران خاطرت شاد است←شمارهٔ ۱۰۲دوش آن شوخ گذاری به سرم کرد و گذشت←شمارهٔ ۱۰۳ز دهان تو بوسه یا دشنام←شمارهٔ ۱۰۴نکنی پاره نامهٔ شوقم←شمارهٔ ۱۰۵افشان به کاغذم چو رسید می‌شود شرار←شمارهٔ ۱۰۶حال این دیده مپرس آه که چون نرگس موم←شمارهٔ ۱۰۷تا در غمخانهٔ دل گاه گاه←شمارهٔ ۱۰۸آن دل که ز وصل زنده باشد←شمارهٔ ۱۰۹از صد هزار سوخته جانست یادگار←شمارهٔ ۱۱۰در دیاری که عشق سکه زند←شمارهٔ ۱۱۱فلک دارد دو چشم از ماه و خورشید←شمارهٔ ۱۱۲مکن او را جدا از طرهٔ خویش←شمارهٔ ۱۱۳اختر تیره‌ام فتاد از چرخ←شمارهٔ ۱۱۴دو بوسه وعده به من کرده بود برگردید←شمارهٔ ۱۱۵خون در تن من شهد شد از یاد لب تو←شمارهٔ ۱۱۶بر امید لب‌گزیدن‌های تیغش چون انار←شمارهٔ ۱۱۷ای چرخ بی‌مروت از دولت تو ما را←شمارهٔ ۱۱۸سایل کم طالعم چون ماه نو در روزگار←شمارهٔ ۱۱۹سرنوشت خویش روشن شد مرا یعنی چو شمع←شمارهٔ ۱۲۰بر سر داغم که هم با شمع ماند هم به گل←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth