شعر را زندگی کن
→ واقف لاهوریواقف لاهوری
واقف لاهوری

اشعار متفرقه

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۲۱نه امروزیست ناصح کاین چنین دیوانهٔ عشقم←شمارهٔ ۳۲۲ز جا چگونه من دردمند برخیزم←شمارهٔ ۳۲۳ز بالین دل امشب ناتوان و زار برگشتم←شمارهٔ ۳۲۴از دوری تو خون جگر تا به کی خورم←شمارهٔ ۳۲۵آن شوخ نمی‌پرسد بیمارم و می‌گریم←شمارهٔ ۳۲۶تا نشنوم دگر سخن خون‌چکان زخم←شمارهٔ ۳۲۷چه‌سان ز غصه نپیچم به خود که محبوبم←شمارهٔ ۳۲۸نه من تسبیح می‌خواهم نه زنار آرزو دارم←شمارهٔ ۳۲۹گر تیر زنی بر دل من دست تو بوسم←شمارهٔ ۳۳۰از بزم تو شب گریه فرو خوردم و رفتم←شمارهٔ ۳۳۱من به شهر خوش نگاهان بی‌نصیب افتاده‌ام←شمارهٔ ۳۳۲غم را به یاد او طرب‌آمیز کرده‌ام←شمارهٔ ۳۳۳به‌حمدالله شب وصل تو را می‌خواستم دیدم←شمارهٔ ۳۳۴پنجهٔ شوق شدم ره به گریبان بردم←شمارهٔ ۳۳۵یاد کن گاهی خراب درد؟؟؟ توام←شمارهٔ ۳۳۶ما مبتلای حسن و جمال تو گشته‌ایم←شمارهٔ ۳۳۷خواهم حدیث طرهٔ جانان خود کنم←شمارهٔ ۳۳۸من آن نیم که سیر گلستان هوس کنم←شمارهٔ ۳۳۹ستم رفته است زان دست حنایی بس که بر جانم←شمارهٔ ۳۴۰ز کویش بخت گمره می‌برد با چشم گریانم←شمارهٔ ۳۴۱کوه غم بر دوش با صد سخت‌جانی می‌برم←شمارهٔ ۳۴۲ز مستی دوش دامان ادب از کف رها کردم←شمارهٔ ۳۴۳هر کجا داغیست سوزد در هوای سینه‌ام←شمارهٔ ۳۴۴آمد چو درد عشق به صحرای سینه‌ام←شمارهٔ ۳۴۵مگو همدم مگو بیهوده جوشی می‌زند خونم←شمارهٔ ۳۴۶به ذوقی جگرپارها می‌خورم←شمارهٔ ۳۴۷در نامه آنچه هست ز صد یک نوشته‌ام←شمارهٔ ۳۴۸بر بیت ابرویش چو نظر باز می‌کنم←شمارهٔ ۳۴۹برونم کردی از محفل تو را از یاد هم رفتم←شمارهٔ ۳۵۰نارسایی داردم ناکام زان تنگ شکر←شمارهٔ ۳۵۱چو بینم آیینه از شرم چشم می‌پوشم←شمارهٔ ۳۵۲خوش‌نشینان چمن را ای صبا از من بگو←شمارهٔ ۳۵۳از برت رفتم از درت رفتم←شمارهٔ ۳۵۴بر دلبر و دلنوازی که دارم←شمارهٔ ۳۵۵دانی چه‌ها ز دست و بی‌باک می‌کنم←شمارهٔ ۳۵۶اگر بسوخته‌ای چون شرر دوچار شویم←شمارهٔ ۳۵۷ز بیم مرگ نه امید زیستن دارم←شمارهٔ ۳۵۸ز درد خویش پیش یار بیش‌وکم نمی‌گویم←شمارهٔ ۳۵۹دردی ز تو دارم که به درمان نفروشم←شمارهٔ ۳۶۰همچو جوش ز بس که زبان و دلم یکی است←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth