→ مختارنامهعطار
عطار
باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱گر سبز خطی است، گوشهای خالی گیر←شمارهٔ ۴۲بر آب روان و سبزه ای شمع طراز←شمارهٔ ۴۳مهتاب به نور دامن شب بشکافت←شمارهٔ ۴۴چون عهده نمیکند کسی فردا را←شمارهٔ ۴۵ای دل چو درین راه خطرناک شوی←شمارهٔ ۴۶بر روی گل از ابر گلاب است هنوز←شمارهٔ ۴۷دل گرچه ز عمر پیش خوردی دارد←شمارهٔ ۴۸روزی که بود روز هلاک من و تو←شمارهٔ ۴۹ساقی به صبوحی می ناب اندر ده←شمارهٔ ۵۰مائیم به عقل ناصواب افتاده←شمارهٔ ۵۱خواهی که غم از دل تو یک دم بشود←شمارهٔ ۵۲گل جلوه همی کند به بستان ای دوست←شمارهٔ ۵۳بشکفت گل تازه به بستان ای دوست←شمارهٔ ۵۴آن لحظه که از اجل گریزان گردیم←شمارهٔ ۵۵جانا گل بین جامهٔ چاک آورده←شمارهٔ ۵۶چون صبح دمید ودامن شب شد چاک←شمارهٔ ۵۷صبح از پس کوه روی بنمود ای دوست←شمارهٔ ۵۸هر روز برآنم که کنم شب توبه←شمارهٔ ۵۹می خور که فلک بهر هلاک من و تو←شمارهٔ ۶۰زان آتشِ تر که خیمه برکِشت زنند←شمارهٔ ۶۱مهتاب افتاد در گلستان امشب←شمارهٔ ۶۲مائیم به میخانه شده جمع امشب←شمارهٔ ۶۳جانا! می ده که با دلی غمناکم←شمارهٔ ۶۴زهرست غم این دل غمناک همه←شمارهٔ ۶۵این نوحه که از چنگ کنون میآید←شمارهٔ ۶۶مائیم و میی و مطربی مشکین خال←شمارهٔ ۶۷برخیز که ماه میزند خیمه ز شب←شمارهٔ ۶۸برخیز که کار ما چو زر خواهد شد←شمارهٔ ۶۹یک دم به طرب بادهٔ خوش لَوْن دهید←شمارهٔ ۷۰دل در غم همدمی بفرسود و نیافت←شمارهٔ ۷۱تا چند درین مقام بیدادگران←شمارهٔ ۷۲مخموران را پیالهٔ می در ده←شمارهٔ ۷۳جانا! می خور که چون گل تازه شکفت←شمارهٔ ۷۴چون جلوهٔ گل ز گلستان پیدا شد←شمارهٔ ۷۵ای ترک قلندری شرابی در ده←شمارهٔ ۷۶برخیز که گل کیسهٔ زر خواهد ریخت←شمارهٔ ۷۷چندان که نگاه میکنم هر سوئی←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲