خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اسیر عشق شدن عقل را قرار نبودنظر به منظر خوبان به اختیار نبود
۲
قرار داد که من بیقرار او باشمدریغ و درد که آن عهد برقرار نبود
۳
ندانم اینکه دلم صیدِ نیمبسملِ کیستبه دشتِ حُسن جز آن ترک شهسوار نبود
۴
ز سلسبیل لبت بس که باده گشت سبیلجز آن دو نرگس بیمار در خمار نبود
صفحهٔ ۱ از ۴