شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۵۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن پری را خاتم جم لعل می آلود بودچهره دست موسوی خط خوش داود بود
۲
دوشت آوردم نثار از لؤلؤ تر در کنارلیک چون سفتم زمژگان جمله خون آلود بود
۳
صفوت از آب در میخانه عشق تو یافتمشت خاکی کاو ملایک را همه مسجود بود
۴
بسکه دود عود زلف از آتشین روی تو خاستمشعل خورشید از تاثیر او پردود بود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth