خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواند دل حورت و شد معترف اینک به قصورآن غلامی تو که بیرون کشی از جنت حور
۲
از چه با مردم دیده شده همخانهگر پری زآدمیانست به عالم مستور
۳
قامتت را نتوان خواند که سرو چمنستعارف از همت عالی ننماید مقصور
۴
طایر عقل فروریخت پر از صولت عشقپیش شهباز چه پرواز نماید عصفور
صفحهٔ ۱ از ۳