خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با تیغ بر سرم تاخت آن ترک ماه منظرماهی هلال بر کف مهری کشیده خنجر
۲
چشمان دو ترک خوانخوار ابروی چون دم مارعقرب دو زلف جرار آکنده خوی بمنظر
۳
بگشوده چین گیسو کرده گره بر ابروخائیده لب بدندان بر لعل سوده گوهر
۴
برجسته از شکر خواب وز خشم در تب و تابپر از عتاب عناب آلوده زهر و شکر
صفحهٔ ۱ از ۳