خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر عشق صبر میکنم و بر جراحتشوز عقل میگریزم و داروی راحتش
۲
ملک دلی که خیمهٔ واجب در او زنندممکن چگونه پای گذارد به ساحتش
۳
زآن منظر صبیح چه گویم که در جهانصبح ازل نمونه بود از صباحتش
۴
محتاج چاشنی است اگر خوان پادشاستتا چاشنی گرفته نمک از ملاحتش
صفحهٔ ۱ از ۳