شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۶۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرم چو جامه بگیری شبی تو در بر خویشچو شمع صبح بپایت فدا کنم سر خویش
۲
گرت شکی است در اخلاص عاشق صادقببین در آینه یعنی برأی انور خویش
۳
به کیقباد و جمم افتخارهاست بسیاگر مرا بشماری زخیل چاکر خویش
۴
گمان مبر که روی از برابرم هرگزگرم برانی دایم تو از برابر خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth