شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۶۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابمکنار از بحر نتوانم که رفت از دست پایابم
۲
دلم بربود و دین فرسود و جان تاراج و خرسندمو گر شکوه کنم از دوست دشمن دان و کذابم
۳
سراب است آنچه بنمایی اگر چه قلزم ای ساقیکه دارد شربتی از چشمه نوش تو سیرابم
۴
مسلمانان مگوییدم که از کعبه چرا رفتیکه در بتخانه فرخار پیدا گشته محرابم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth