خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سیل اشکم به شب هجر چو پیوست به همکشتی و نوح به یک موجش بشکست به هم
۲
خواستم نقش مه و سنبله از کلک قضانقش رخساره و گیسوی تو پیوست به هم
۳
جز خط و زلف که پیوست به هم کس نشنیدخضر و اهریمن و جادو که دهد دست به هم
۴
چشمکان در خم ابروی کجت دانی چیستتیغها آخته در حمله دو بدمست به هم
صفحهٔ ۱ از ۲