خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا خم زلف بتان آمده زنار دلمبت پرستی ز میان ، گشته پرستارِ دلم
۲
یوسف مصر مکان کرده ببازار دلممن زلیخا صفت امروز خریدار دلم
۳
مرغ طبعم بنوا آمده چون بلبل باغزین گلِ تازه ، که بشکفت به گلزارِ دلم
۴
گفتم ای مردم دیده زچه خونبار شدیغوطه در خون زدو میگفت که خونبار دلم
صفحهٔ ۱ از ۳