شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۷۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دیدنت همی نه ز خود بیخبر شدمکز برق جلوه تو سراپا شرر شدم
۲
از سوزن تعلق خود پا به رشته امگیرم که چون مسیح بر افلاک بر شدم
۳
هر جا کمان ابروی تو ناوکی گشادمن در برابرش به دل و جان سپر شدم
۴
دیگر هوای باده کوثر نمیکنمکز نشئه شراب محبت خبر شدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth