شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۷۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در خرابات مغان تا که پناهی داریمبسموات و به اهلش همه راهی داریم
۲
بی سر و پای در میکده از پرتو جامبهتر از افسر جمشید کلاهی داریم
۳
به هجوم ار شکند قلب سپه لشکر خصمما همه زخم بر گشته سپاهی داریم
۴
آن دو زلفین رسن باز بیوسف گفتندکز زنخدان بسر راه تو چاهی داریم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth