خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با تو عمریست که تا نرد نظرم میبازماز تو حاشا که نظر بر دگری پردازم
۲
من همه عمر بگویم که تو بی انبازیمدعی نیز در این قول بود انبازم
۳
آید از باغ و هم آواز شود با من مستمنم آن صعوه که بگرفته بچنگل بازم
۴
تا بکی چند تغافل کنی ای مایه نازبجواب و بعتابی بکش و بنوازم
صفحهٔ ۱ از ۲