خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکایت از خم زلفین یار چون گویمکه من ملازم چوگان موی چو گویم
۲
مباد آنکه رسد نام تو بگوش رقیبزاشتیاق تو دیگر سخن نمیگویم
۳
بآن رسیده که زخم درون شود بهبودبزن تو تیر دیگر زآن کمان ابرویم
۴
مرا به بتکده ای برهمن مخوان دیگرکه من غلام در مهوشان بت رویم
صفحهٔ ۱ از ۴