خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به باغ عشق به جز میوهٔ فراق ندیدمز جان گذشته و جانانه را به وصل رسیدم
۲
ز دل گذشتم و پیمان دلبران نشکستمز جان بریدم و از عهد دوستی نبریدم
۳
به ترک دوستیام دشمنان اگر چه بگفتندبه جان دوست که افسوس دشمنان نشنیدم
۴
گسستم از دو جهان و به زلف یار ببستمفروختم دل و دین عشق او به جان بخریدم
صفحهٔ ۱ از ۳