خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زشکنجه گر بمیرم نظر از تو برنگیرمچون زتست درد درمان زکسی نمی پذیرم
۲
تو زحسن بی نظیری بدیار ماه رویانمن دلشده نظرباز و بعشق بی نظیرم
۳
چه رها کنی زبندم که سراست در کمندمنه گریز آید از ما که دل است ناگزیرم
۴
بخیال زلف و خطت چو شبی کنم تفکرهمه ضیمران بروید زحدیقه ضمیرم
صفحهٔ ۱ از ۳