خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دست گفتیم بران زلف چلیپا نزنیمبر سر عقل دگر رشته سودا نزنیم
۲
لن ترانی است جواب ارنی چون موسیما زدیدار دگر لاف تمنا نزنیم
۳
طوطیان خط سبز تو بلب کرده هجومتکیه آن به که بر آن لعل شکرخا نزنیم
۴
ما که داریم بسی کوکب رخشان از اشکطعنه شب نیست که بر عقد ثریا نزنیم
صفحهٔ ۱ از ۳