خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که به جاه و منزلت ره نبرد خیال مناز خم زلف مو به مو باز بپرس حال من
۲
ناله زیر و بم کشم تا که رسد به گوش توتا که چو چنگ میدهد زلف تو گوشمال من
۳
عید کنند خلق اگر در مه روزه از هلالعید منست روی تو ابروی تو هلال من
۴
زهره به مشتری قران گرچه بسی کند ولیسعد نه تا نشد به تو نوبت اتصال من
صفحهٔ ۱ از ۲