خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند با چشمه خور روی تو نتوان دیدنچند قانع شوم از وصل بهجران دیدن
۲
از نظر غایبی ولیک توان چون خورشیداز تو در هر سر کو نور فراوان دیدن
۳
توئی آن بی سر و سامان که مکانت نبودشایدت سوی چو من بی سر و سامان دیدن
۴
رشک دارم بصبا گرچه شدت محرم رازغیر را گرد در و بام تو نتوان دیدن
صفحهٔ ۱ از ۳