خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گو بمجنون کز من آموزد دگر درس جنونزآنکه دوشم خیمه زد لیلی بصحرای درون
۲
اشگ یعقوب از هوای یوسف آمد سوی مصرآب رود نیل اندر چشم قبطی کرد خون
۳
سوز عشقت جا گرفت در درون جان منوین نخواهد رفت از دل تا نیاید جان برون
۴
تو کشی صهبای گلرنگ از ایاغ مدعیمن خورم از خون دل هر شب شراب لاله گون
صفحهٔ ۱ از ۳