شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در آن دهان نگنجد از این بیشتر سخنزیرا که نیست بر لب تو راهبر سخن
۲
عاشق بهیچ قانع یعنی به آن دهانافتد بشک حکیم چو آئی تو رد سخن
۳
طوطی خط مجاور شکرفشان لبتزیرا که طعمه میدهدش شکرسخن
۴
حرف دگر مپرس که غیر از حدیث عشقمن توبه کرده ام که نگویم دگر سخن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth