شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نسزد به باد دادن خم زلف عنبرافشانبه خطا چه می‌پسندی که عبیر گردد ارزان
۲
بسپهر بزم مستان بنگر بجام و ساقیکه گرفته با هلالی مهی آفتاب رخشان
۳
سحرش خمار دارد دل و جان فکار داردنخوری فریب ایدل زسرود عیش مستان
۴
چه کشی زرخ نقاب و بچمی بطرف گلشننسزد بماه جلوه نزید بسرو جولان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth