شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۹۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بخرند ناز معشوق به جان نیازمندانبه مژه چو شمع گریان و به لب چو صبح خندان
۲
نظری که وقف باشد بنگاه جادوی توبرود زره ازین پس بفسون چشم بندان
۳
نکنی بعاشقی عیب گرش قدم بلغزدکه بعقل استوار است قرار هوشمندان
۴
تو چه شاهدی خدا را که دمی برقص آریهمه زاهدان و مستان همه عابدان و رندان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth