شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۹۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زین بادیه چون رفت مه نوسفر منکاین دشت همه دجله شد از چشم تر من
۲
خوش باد بمرغان چمن وقت که صیاددر دام شکسته است همه بال و پر من
۳
شد چاشنی کام رقیبش شکر وصلآن نخل که خورد آب زخون جگر من
۴
دادی تن سیمین بزر و نیست بیادتاز اشک چه سهم من و روی چو زر من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth