شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۹۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا ز عشق بسی منت است بر گردنکه بازداشته شوقم زخواب وز خوردن
۲
نه بار کس ببرد گردنم نه گوش حدیثکه حلقه‌هاست ز زلفت به گوش و بر گردن
۳
چنان به نان جواَم خوش که برنجان شهاننمانده حالت رشک و نه آرزو بردن
۴
گرت هواست که در سولجان زلف افتیسری چو گوی به میدان بباید آوردن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth