خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سراپا فتنه وی فتنه بر روی تو منآفت پیر و جوانستی بلای مرد و زن
۲
چهره یک گلزار کابل جلوه یک کشمیر سروزلف تو یک ملک تبت چشم یک کشور فتن
۳
وصف آن رخساره و لب تا صبا در باغ گفتگل دریده جامه و غنچه فروبسته دهن
۴
روی تو ماهست و خطت مشک ای شمع چگلگر بیامیزند با مه مشک و سنبل یاسمن
صفحهٔ ۱ از ۵