خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بظاهر برکنی تو کسوت فقرم زتنچون کنی کز مهر حیدر بافت تار و پود من
۲
گر طمع در منصب و مالم کنی با جان و سردر حقیقت کرده اند اندک سبکتر بار من
۳
نه زر ونه زور نه تدبیر و نه خیل و حشمبر علی مستظهرم این باشد استظهار من
۴
من اثر در خود نمی بینم مؤثر دیگریستگر تو خواهی محو سازی از جهان آثار من
صفحهٔ ۱ از ۲